Translation of "regenerate" into Persian
مجدد, نوجان, بازروییدن are the top translations of "regenerate" into Persian.
regenerate
adjective
verb
grammar
(transitive) To construct or create anew, especially in an improved manner [..]
-
مجدد
adjective& Regenerate Public Key
& تولید مجدد کلید عمومی
-
نوجان
-
بازروییدن
-
Less frequent translations
- باززاییدن
- رستگار
- رسته
- (الکترونیک) بسامد افزونی کردن
- (به ویژه پس از نزول یا گمراهی یا پستی) بازگردانده
- (روحا یا از نظر مذهبی) احیا شده
- (روحا یا از نظر مذهبی) احیا کردن یا شدن
- (زیست شناسی) دوباره روییدن
- (شیمی) بازایی کردن
- (فیزیک - باطری یا کاتالیست) باز نیرو کردن
- (مکانیک - حرارت یا انرژی یافشار و غیره) دوباره به کار گرفتن
- احیا کردن
- از نو جان یافتن
- از نو رشد کردن
- باز آفرینی کردن
- باز زادن
- باز زاده
- باز زاده شدن یا کردن
- بازسازی کردن
- به آوا کردن
- بهسازی کردن
- تازه کردن یا شدن
- تجدید حیات کردن
- تجدید شده
- ترمیم کردن
- جان یافته
- دوباره درآمدن
- نجات یافته
- نو نیرو کردن
- نوجان شدن یا کردن
- نوزادان
- هرز بازآوری کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "regenerate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "regenerate" with translations into Persian
-
(الکترونیک) بسامد افزایی · (زیست شناسی) باز رویش · احیا · اصلاح · باز آفرینی · باز زایش · بازتراكمسازي · بازخورد مثبت · باززایش · باززایی · بازسازی · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · به آواسازی · تجدید حیات · تجدید حیات (دکتر هو) · رشد دوباره · رژنراسیون · نوجانی · نوزیستی
-
بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي · برش باززايش · برش پناهي · رژنراسیون
-
احياي مصنوعي · باززایش مصنوعی
-
(شخص یا چیز) احیاگر · (مکانیک) بازیاب حرارتی · بازآفرین · باززادگر · بازیاب · بازیابگر · گرمکن
-
احيا در آزمايشگاه · باززایش در آزمایشگاه
-
احیای طبیعی · باززایش طبیعی
Add example
Add