Translation of "reinforcement" into Persian
تقویت, تقويت, امداد are the top translations of "reinforcement" into Persian.
reinforcement
noun
grammar
The act or state of reinforcing or being reinforced. [..]
-
تقویت
nounact or state of reinforcing or being reinforced
This was reinforced by the political climate of the day.
این توسط فضای سیاسی روز حمایت و تقویت می شد.
-
تقويت
The existing images only reinforce the existing lies.
تصاوير موجود فقط دروغ هاي موجود را تقويت مي کنند.
-
امداد
First Recon battalion reinforced.
گردان اول شناسايي تجديد قوا شد آماده باشيد براي امداد در محل
-
Less frequent translations
- نیرورسانی
- پسخورد
- (جمع) نیروهای امدادی
- (روان شناسی) پسداد
- تقویت کننده
- توان دهی
- سیخ گول (برای کانکریت)
- قشون (یا کشتی ها یا هواپیماها و غیره) تقویتی
- قوای کمکی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "reinforcement" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "reinforcement" with translations into Persian
-
بتن الیافی
-
تئوری تقویت · نظریه تقویت
-
میلگرد
-
درمانگران رفتاری تنها کسانی نیستند که به تقویت مثبت اعتقاد دارند و حتی یکبار نصیحت/توصیه دادن به درخواست بیشتر آن میانجامد.
-
تبلیغات تاییدی
-
تقویت کننده
-
(با شمع زدن یا افزودن پایه یا وصله وغیره) مستحکم کردن · (برشمار یا مقدار) افزودن · (به طور مثبت) تقویت کردن · (نیروی نظامی ) تقویت کردن · استحکام بخشیدن · تقویت کردن · توان دادن · قوی تر کردن · متقاعد کننده تر کردن · مجاب کننده تر کردن · محکم تر کردن 5 - ( روان شناسی ) پسداد کردن · محکم کردن · مدد کردن · نونیرو کردن · نیرو بخشیدن به · نیرومندتر کردن · نیروی امدادی فرستادن · پابرجا کردن · پسخورد کردن
-
بتن آرمه · بتن مسلح · بتون آرمه · بتون مسلح · کانکریت سیخدار
Add example
Add