Translation of "relishable" into Persian
بامزه, خوش طعم are the top translations of "relishable" into Persian.
relishable
adjective
grammar
Capable of being relished; agreeable to the taste; gratifying.
-
بامزه
adjective -
خوش طعم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "relishable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "relishable" with translations into Persian
-
(خوراک) مخلفات (ترشیجات و غیره) · (نادر) طعم دادن · اثر · اشتها · اشتیاق · تمتع بردن · خوش آمدن (از چیزی) · خوشمزه بودن · خوشی · دوست داشتن · ذائقه · ذوق · رایحه تند · رجوع شود به appetizer · رغبت · شور · شوق · طعم · طعم خوب داشتن 0 · لذت · لذت بردن · مزه · مزه تند · مزه دار کردن · مزه داشتن · مزه یا طعم یا ویژگی چیزی را داشتن · میل · نشانه · هر چیز اشتیاق انگیز 5 - چاشنی · چاشنی · گزک
-
مزه مزه
-
مزه مزه
-
مزه مزه
-
(خوراک) مخلفات (ترشیجات و غیره) · (نادر) طعم دادن · اثر · اشتها · اشتیاق · تمتع بردن · خوش آمدن (از چیزی) · خوشمزه بودن · خوشی · دوست داشتن · ذائقه · ذوق · رایحه تند · رجوع شود به appetizer · رغبت · شور · شوق · طعم · طعم خوب داشتن 0 · لذت · لذت بردن · مزه · مزه تند · مزه دار کردن · مزه داشتن · مزه یا طعم یا ویژگی چیزی را داشتن · میل · نشانه · هر چیز اشتیاق انگیز 5 - چاشنی · چاشنی · گزک
Add example
Add