Translation of "reluctate" into Persian

بی میلی کردن, مخالف کردن, مقابله کردن are the top translations of "reluctate" into Persian.

reluctate verb grammar

To struggle against anything; to resist; to oppose.

+ Add

English-Persian dictionary

  • بی میلی کردن

  • مخالف کردن

  • مقابله کردن

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "reluctate" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "reluctate" with translations into Persian

  • (بر کسی) شوریدن · (نادر) · بی میلی نشان دادن · طغیان کردن · مبازره کردن · مخالفت کردن
  • موتور رلوکتانسی
  • اکراه · بی میلی · بیزاری · مخالف · مقاومت مغناطیسی
  • (برق) مقاومت مغناطیسی · (قدیمی) مخالفت (reluctancy می گویند) · اکراه · ایستایی هم آهن ربایی · بی میلی · بیزاری · دل نخواهی · روی گردانی · عدم تمایل · ناخواهی · ناخوشداشت
  • (فیزیک) قابلیت مقاومت مغناطیسی · توانایی استایی آهن ربایی
  • (نادر) مخالف · از روی بی میلی · با بیزاری · با ناخواستگی · بى ميل · بی میل · بیزار · بیمیل · روی گردان · مبارز · مردد · مقاوم · ناخواستار · ناخواه · ناخواهانه
  • کج دار و مریز
  • (نادر) مخالف · از روی بی میلی · با بیزاری · با ناخواستگی · بى ميل · بی میل · بیزار · بیمیل · روی گردان · مبارز · مردد · مقاوم · ناخواستار · ناخواه · ناخواهانه
Add

Translations of "reluctate" into Persian in sentences, translation memory