Translation of "render" into Persian

دادن, كردن, ساختن are the top translations of "render" into Persian.

render verb noun grammar

(transitive) To interpret, give an interpretation or rendition of. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دادن

    verb

    This faculty has the ability to render judgment, and we can be “accused or even excused” by it.

    این موهبت خدادادی در شکل دادن حس قضاوت و قدرت تشخیص ما بسیار مؤثر است.

  • كردن

  • ساختن

    verb

    To cause to be or become.

    To love a being is to render that being transparent.

    دوست داشتن یک موجود، شفاف ساختن اوست.

  • Less frequent translations

    • بازپرداختن
    • بازگرداندن
    • برگرداندن
    • (از راه ذوب کردن) به دست آوردن
    • (بنایی - آجر یا سنگ را) با گچ پوشاندن
    • (به ویژه در دادگاه) حکم کردن
    • (به ویژه دوران فئودالیته) پرداخت
    • (حکم) صادر کردن 1
    • (سزا یا حق یا بدهی) پرداختن
    • (عکس) کشیدن
    • (معمولا با : into) ترجمه کردن
    • (نقاشی) پرداخت کردن
    • (نمایش یا موسیقی یا قرائت شعر و غیره) انجام دادن
    • - کردن
    • آب کردن
    • اجرا کردن
    • ارائه دادن
    • اندودن 2
    • ایفا کردن
    • بازتوليد كردن
    • بازپس دادن
    • تامين كردن
    • تحویل دادن
    • تسلیم کردن
    • تصویر کردن
    • تلافی کردن
    • تهیه کردن
    • جواب دادن
    • خدمت (به ارباب در برابر زمین و بذر) 3
    • داوری کردن
    • دوغاب زدن
    • رسم کردن
    • شرح دادن
    • صاف کردن 0
    • صرف نظر کردن
    • عرضه کردن
    • عمل به مثل کردن
    • مجسم کردن
    • نقش كردن
    • نقش کردن
    • واگذار کردن
    • پس دادن
    • پس فرستادن
    • گچکاری کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "render" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Render
+ Add

English-Persian dictionary

  • عوض کردن، منتقل کردن

Phrases similar to "render" with translations into Persian

  • انجام خدمت سربازی
  • (معماری) نقشه · اجرا · ارائه · ترجمه · تفسیر · دادن · رندرینگ · عملآوری ضایعات کشتارگاهی · پرداخت تصویر · کروکی · گُزارِش، تفسیر، تعبیر · گچکاری روی آجر (rendering coat هم می گویند)
  • با هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند · در هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند
  • تعبیر بخش سرویس گیرنده
  • کرنش گر، نجلیل گر
  • قابل ارائه
  • ارائه دهنده
  • (معماری) نقشه · اجرا · ارائه · ترجمه · تفسیر · دادن · رندرینگ · عملآوری ضایعات کشتارگاهی · پرداخت تصویر · کروکی · گُزارِش، تفسیر، تعبیر · گچکاری روی آجر (rendering coat هم می گویند)
Add

Translations of "render" into Persian in sentences, translation memory