Translation of "rent" into Persian

اجاره, کرایه, اجاره کردن are the top translations of "rent" into Persian.

rent verb noun grammar

A payment made by a tenant at intervals in order to occupy a property. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اجاره

    noun

    payment made by a tenant [..]

    He decided to rent his property to that company.

    او تصمیم گرفت ملک اش را به آن شرکت اجاره دهد.

  • کرایه

    noun

    payment made by a tenant [..]

    There must be thousands of cars a day rented in Manhattan.

    درمانهاتان در روز هزاران اتومبیل کرایه داده میشود.

  • اجاره کردن

    verb

    to occupy premises in exchange for rent

    I wanted to go to school in the city, so my parents rented me this place.

    من ميخواستم بيام مدرسه اين شهر ، براهمين پدر مادرم اينجارو برام اجاره کردن.

  • Less frequent translations

    • کرایه کردن
    • اجاره دادن
    • پارگی
    • چاک
    • پاره
    • شکاف
    • ویژه خواری
    • سلاک
    • دخل
    • اجیرکردن
    • سپنج
    • هراجا
    • گسله
    • عایدی
    • قهر
    • دلخوری
    • (اتومبیل و غیره) کرایه
    • (امریکا) به اجاره رفتن
    • (زمین یا تنه ی درخت و غیره) شکاف
    • (مهجور) درآمد
    • (مهجور) ملک اجاره ای
    • (میان افراد یا دستجات) دو دستگی
    • (پارچه و جامه و غیره) دریدگی
    • اجاره بها
    • اجاره کردن یا دادن
    • زمان گذشته و اسم مفعول : rend
    • سلاک دادن
    • پروانه دادن
    • کرایه کردن یا دادن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "rent" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Rent proper

A surname.

+ Add

English-Persian dictionary

  • اجاره کردن

    I wanted to go to school in the city, so my parents rented me this place.

    من ميخواستم بيام مدرسه اين شهر ، براهمين پدر مادرم اينجارو برام اجاره کردن.

  • اجاره کردن – کرایه

Phrases similar to "rent" with translations into Persian

  • اجاره بهای واضح زمین
  • بی سلاک · رایگان · معاف از اجاره
  • (کرایه ی خانه وغیره) اجاره ی اجحاف آمیز (کرایه ای که مبلغ سالیانه ی آن تقریبا برابر قیمت ملک است) · اجاره ی غیرمنصفانه تحمیل کردن · اجاره ی گزاف
  • رانت
  • (انگلیس) اجاره ی عرصه · (حقوقی) کرایه ی زمینی که کرایه کننده می تواند روی آن ساختمان بسازد · اجاره عرصه · حق الارض
  • هزینه اجاره
  • اجاره اجباری
  • اجاره معوقه
Add

Translations of "rent" into Persian in sentences, translation memory