Translation of "repeatable" into Persian
تکرارپذیر, تکرار کردنی, قابل تکرار are the top translations of "repeatable" into Persian.
repeatable
adjective
grammar
Able to be repeated [..]
-
تکرارپذیر
-
تکرار کردنی
-
قابل تکرار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "repeatable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "repeatable" with translations into Persian
-
(ریاضی) عدد دهدهی تکراری
-
encopresis = گاهی اوقات بی اختیاری مدفوع یا کثیف شدن مدفوع نامیده می شود ، عبارت است از عبور مکرر مدفوع (معمولاً غیر ارادی) به لباس
-
بیماریهای تکرار سهتایی
-
بازانجامیده · بسکرده · تکراری · دمگیر · متوالی · مکرر · پی درپی · چندباره · گروگر
-
(آمریکا) کسی که در انتخابات (به طور تقلب آمیز) بیش از یکبار رای می دهد · (آموزش) شاگردی که به خاطر رفوزگی دوباره کلاس می گیرد · (تلگراف) دستگاه تقویت کننده · (شخص یا دستگاه) تکرارکننده · بسکننده · تبهکار حرفه ای (که چند بار محکوم شده است) · تکرار کننده · تکرارگر · رجوع شود به repeating decimal · رجوع شود به repeating firearm · ساعت زنگدار
-
جدول تکراری
-
(آمریکا) بیش از یک بار رای دادن (در انتخابات) 0 · (با: self-) حرف خود را تکرار کردن · (به دیگری) گفتن · (حرف را) تکرار کردن · (حرف شخصی دیگر را) بازگو کردن · (شعر و غیره) بازخواندن · (موسیقی) قطعه ی تکراری · از سرگرفتن · بار آمدن · باز انجام · باز رخ دادن · باز روی دادن · بازانجام · بازکرد · بازگفتن · بسایند · بسکرد · تجدید کردن · ترش کردن · تکرار · تکرار شدن · تکرار کردن · دمگیری (رجوع شود به repetition)1 · دوباره انجام دادن · دوباره بر دهان آوردن (خوراک از معده) · دوباره ساختن · دوباره کردن · دوباره گفتن · هر چیز تکراری (به ویژه برنامه ی تلویزیون یا رادیو و غیره) 2 · واگفتن · پدیساری · پیاپی قرائت کردن
-
سلاح خودکار
Add example
Add