Translation of "reposal" into Persian

غنودن, (مهجور) استراحت are the top translations of "reposal" into Persian.

reposal noun grammar

The act or state of reposing. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • غنودن

    verb

    In the repose of the pasture, the curled brow of the bull has a touch of the grand in it.

    هنگام غنودن بر چمن، جبین به هم برآمده ورز و اثری از عظمت در خود دارد.

  • (مهجور) استراحت

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "reposal" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "reposal" with translations into Persian

  • آرام · آسوده
  • (اختیار یا قدرت و غیره) به کسی سپردن · (به ویژه نقاشی) همسازی رنگ و نقش که به طرح حالت آرامش می دهد · (به کسی) اعتماد کردن · (در گور یا تابوت و غیره) خفتن · (قدیمی - با: on یا upon) اتکا داشتن · (معمولا با: self-) قرار دادن یا گرفتن (برای استراحت) · (نادر) · آرام · آرام کردن · آرام گرفتن · آرامش · آرمیدن · آرمیدگی 1 · آسایش · آسودن · آسودگی · استراحت · استراحت کردن · اعتیاد داشتن · خفتگی · خواب · خونسردی و سنگینی 0 · در اختیار گذاشتن · راحت · سکون · صفا · طُمأنينه · غنودن · غنودگی · غیرفعال · قرار دادن · قرار داشتن · مبتنی بودن · وقار · گذاردن · گذاشتن
  • (زمین شناسی - مهندسی ساختمان) حداکثر میزان شیب · زاویه نشست · زاویه ی لغزش
  • ارام · اسوده
Add

Translations of "reposal" into Persian in sentences, translation memory