Translation of "reservation" into Persian

شرط, تردید, محدوده are the top translations of "reservation" into Persian.

reservation noun grammar

The act of reserving, withholding or keeping back [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • شرط

    noun

    Mr. Carter, I have serious reservations about this!

    آقاي کارتر ، من در اين مورد يه قيد شرط جدي ميخوام.

  • تردید

  • محدوده

    No one's gonna look for you on an Indian reservation.

    هیشکی تو محدوده سرخ پوست ها دنبالت نمی گرده

  • Less frequent translations

    • کتمان
    • نگهداری
    • قرارگاه
    • داشتگاه
    • سامه
    • نهش
    • پیشگرفت
    • پیشگزین
    • کوچگاه
    • نگهداشت
    • دودلی
    • حفظ
    • ملاحظه
    • بند
    • (قرارداد و غیره) قید
    • (هتل و هواپیما و رستوران و غیره) نگهداری جا
    • تعیین جا از پیش
    • خودداری (از ابراز)
    • رزرو کردن
    • زمینی که برای کار بخصوصی تخصیص داده شده است
    • ناحیه ی حفاظت شده
    • پرده پوشی
    • کوچ نشین
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "reservation" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Reservation
+ Add

English-Persian dictionary

  • ذخیره

    noun

    Reservations for passenger wagons to the diamond fields at Klipdrift were booked

    ذخیره جا در گاریهای مسافربری که به مناطق الماس خیز در شهر کلیپ دریفت میرفتند،

Phrases similar to "reservation" with translations into Persian

  • اندوخته های شرکت- ذخایر شرکت
  • (ارتش - جمع) نیروی ذخیره · (انگلیس - در حراج های رسمی) حداقل قیمت (که فروشنده قبول می کند) · (نقاشی و ادبیات و غیره) میانه روی در بیان · (هتل و تئاتر و هواپیما و غیره) جا ذخیره کردن · اختصاص دادن · از پیش جا گرفتن · اندوختن · اندوخته · بهای تعیین شده 0 · توداری · حفظ کردن · خودداری · خودداری از غلو و زیاده روی · داشتگاه · ذخیره · ذخیره کردن · رزرو کردن · سربازان احتیاط · سنگینی 1 · شکیبایی · قرارگاه · متانت · محفوظکردن · منبع · منطقه ی حفاظت شده (نظامی یا برای ایمنی حیوانات و غیره) · وقار · پارک طبیعی · پاسداشت کردن · پس انداز کردن · پسدار · پسداشت · پسداشت کردن · پسگذاشت · پسگذاشت کردن · پیشگرفت کردن · کوچگاه
  • ذخیره استهلاک
  • ذخایر قابل توزیع
  • ذخیره برابر سازی – ذخیره تسویه
Add

Translations of "reservation" into Persian in sentences, translation memory