Translation of "reservoirs" into Persian
درياچههاي دستساخت, درياچههاي مصنوعي, مخازن are the top translations of "reservoirs" into Persian.
reservoirs
noun
Plural form of reservoir. [..]
-
درياچههاي دستساخت
-
درياچههاي مصنوعي
-
مخازن
Indefatigably he viewed water reservoirs, suburbantrolley stations, and tanneries.
از دیدن مخازن آب، ایستگاههای واگون برقی حومه شهر و دباغ خانهها خسته نمیشد.
-
Less frequent translations
- مخازن (آب)
- مخازن آب
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "reservoirs" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "reservoirs" with translations into Persian
-
مهندسی مخزن
-
منبع طبیعی
-
منبع گرمایی
-
درياچههاي دستساخت · درياچههاي مصنوعي · مخازن · مخازن آب
-
(در قلم خودنویس) جوهردان · (زیست شناسی) اندوختگاه · (چراغ) نفت دان · - دان · آب انبار · آبداشتگاه · آبگاه · آبگیر · انبار · اندوخته · داشتگاه · دریاچه ی پشت سد · ذخیره · روغن دان · شمر · مخزن · مخزن سد · منبع · منبع آب · موژ · پسداشت · پسگذاشت · گنجینه
-
(در قلم خودنویس) جوهردان · (زیست شناسی) اندوختگاه · (چراغ) نفت دان · - دان · آب انبار · آبداشتگاه · آبگاه · آبگیر · انبار · اندوخته · داشتگاه · دریاچه ی پشت سد · ذخیره · روغن دان · شمر · مخزن · مخزن سد · منبع · منبع آب · موژ · پسداشت · پسگذاشت · گنجینه
Add example
Add