Translation of "residual" into Persian
باقیمانده, تفاله, پسمانده are the top translations of "residual" into Persian.
Of, relating to, or remaining as a residue; left over. [..]
-
باقیمانده
there may be enough remodeling of residual connection
به قدر کافی در ارتباطات باقیمانده تغییر الگو داده شود،
-
تفاله
spitting out the residue on to a silver tray held by his personal servant Venyamin.
و شیرهاش را فرودهد و تفاله را در بشقاب کوچک نقرهای که پیشخدمت جوان دهقانزادهای بنام ونیامیندر کنار وی ایستاده به دست میگرفت تف کند.
-
پسمانده
nounthere's still residual magnetic energy from whatever electrocuted these people
اين پسمانده هاي انرژي مغناطيسيه.که اين آدم ها رو کشته
-
Less frequent translations
- تفاضل
- رسوبی
- پسماند
- بقیه
- (جمع) پاداش بازیگر (بابت هر تکرار نمایش یا فیلم وغیره)
- (ریاضی) مابقی
- (زمین شناسی) رجوع شود به monadnock
- تفاله ای
- قسمت باقی مانده
- مانده
- وابسته به ته مانده یا باقیمانده
- پس مانده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "residual" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Residual" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Residual in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "residual" with translations into Persian
-
باقیماندههاي گياهي · باقیماندههای محصول زراعی · کاهبن · کلش
-
(حقوق) باقیماندی ماترک · (شیمی) پس مانده ی تقطیر · باقی مانده · باقیمانده · بقیه · تفاضل · تفاله · ته مانده · رسوبی · قسمت باقی مانده · مابقی · مانده · پس مانده · پسماند · پسمانده
-
باقیماندههاي دارو
-
باقیماندههای الوارکنی · ضایعات الوارکنی · پسماندههای الوارکنی · پوست درخت · چوب پسمانده
-
ندرکراك لباق نازیم هدنامیقاب
-
ام.آر.ال · حدهای باقیمانده حداکثر
-
اثرات باقیمانده · پساثرها
-
ریسک باقی مانده