Translation of "retorted" into Persian
برگشته, خمیده, کج are the top translations of "retorted" into Persian.
retorted
verb
Simple past tense and past participle of retort. [..]
-
برگشته
-
خمیده
adjective -
کج
adverb
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "retorted" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Retorted
+
Add translation
Add
"Retorted" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Retorted in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "retorted" with translations into Persian
-
تقطیر · پالایش سیماب
-
باز چرخی · پس خمش · پس چرخی · کجی یا خمش به عقب
-
(با خشم یا طعنه وغیره و بدون معطلی و زیرکانه) پاسخ دادن · (با خشم یا مزاح - زیرکانه و فوری) پاسخ · (مهجور) پس افکندن · بازافکندن · برگرداندن · تشر · تلافی کردن · جواب (دندان شکن) دادن · جواب دندان شکن · جواب متقابل · در پاسخ گفتن · شیان کردن · ضربه متقابل زدن · عمل به مثل کردن · قرع · قرعی · منعکس کردن · پاسخ دفاعی · پس گفتن · پیش جوابی · پیش جوابی کردن
-
(با خشم یا طعنه وغیره و بدون معطلی و زیرکانه) پاسخ دادن · (با خشم یا مزاح - زیرکانه و فوری) پاسخ · (مهجور) پس افکندن · بازافکندن · برگرداندن · تشر · تلافی کردن · جواب (دندان شکن) دادن · جواب دندان شکن · جواب متقابل · در پاسخ گفتن · شیان کردن · ضربه متقابل زدن · عمل به مثل کردن · قرع · قرعی · منعکس کردن · پاسخ دفاعی · پس گفتن · پیش جوابی · پیش جوابی کردن
Add example
Add