Translation of "revengefulness" into Persian

کینه جویی is the translation of "revengefulness" into Persian.

revengefulness noun grammar

The quality of being revengeful.

+ Add

English-Persian dictionary

  • کینه جویی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "revengefulness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "revengefulness" with translations into Persian

  • انتقام کشنده · انتقام گیرنده · تلافی کننده · منتقم · کینه جو
  • (به ویژه باخت در مسابقه) تلافی کردن · (به ویژه در مسابقات) فرصت تلافی · انتقام · انتقام کشیدن · انتقام گرفتن · بادا فرا · تلافی · تلافی کردن · خونخواهی · خونخواهی کردن · دادخواهی · روح انتقام جویی · عمل انتقام جویانه · فرصت انتقام گیری · پرکینه گی · کیفر · کین توختن · کین توزی · کین ورزی · کینه توزیدن · کینه ورزی · کینه ورزیدن
  • کین توز · کین جو · کینه توز · کینه جو · کینه ورز
  • (امریکا - خودمانی) اسهال (به ویژه اگر در مکزیک دامنگیر شود)
  • فیلم تجاوز و انتقام
  • (به ویژه باخت در مسابقه) تلافی کردن · (به ویژه در مسابقات) فرصت تلافی · انتقام · انتقام کشیدن · انتقام گرفتن · بادا فرا · تلافی · تلافی کردن · خونخواهی · خونخواهی کردن · دادخواهی · روح انتقام جویی · عمل انتقام جویانه · فرصت انتقام گیری · پرکینه گی · کیفر · کین توختن · کین توزی · کین ورزی · کینه توزیدن · کینه ورزی · کینه ورزیدن
  • (به ویژه باخت در مسابقه) تلافی کردن · (به ویژه در مسابقات) فرصت تلافی · انتقام · انتقام کشیدن · انتقام گرفتن · بادا فرا · تلافی · تلافی کردن · خونخواهی · خونخواهی کردن · دادخواهی · روح انتقام جویی · عمل انتقام جویانه · فرصت انتقام گیری · پرکینه گی · کیفر · کین توختن · کین توزی · کین ورزی · کینه توزیدن · کینه ورزی · کینه ورزیدن
  • (به ویژه باخت در مسابقه) تلافی کردن · (به ویژه در مسابقات) فرصت تلافی · انتقام · انتقام کشیدن · انتقام گرفتن · بادا فرا · تلافی · تلافی کردن · خونخواهی · خونخواهی کردن · دادخواهی · روح انتقام جویی · عمل انتقام جویانه · فرصت انتقام گیری · پرکینه گی · کیفر · کین توختن · کین توزی · کین ورزی · کینه توزیدن · کینه ورزی · کینه ورزیدن
Add

Translations of "revengefulness" into Persian in sentences, translation memory