Translation of "richness" into Persian
پری, فراوانی, باروری are the top translations of "richness" into Persian.
richness
noun
grammar
(uncountable) The state or quality of being rich. [..]
-
پری
nounfor that is the name of the rich damsel who has reduced me to misery
نام آن پری پیکر که مرا به این بدبختی انداخته است چنین است
-
فراوانی
nounThis can be seen from the rich supply of spiritual food that God’s people enjoy.
گواه این برکت، خوراک روحانی فراوانی است که یَهُوَه از طریق آنان در اختیار ما میگذارد.
-
باروری
nounit was now in the full glow and luxuriance of its richness.
حالا به دوران شکف تگی کامل خرمی و باروری خود پا میگذاشت.
-
Less frequent translations
- رونق
- توانگری
- دولتمندی
- پرمایگی
- اسراف
- سرشاری
- وفور
- عظمت
- سنگینی
- زیادی
- خوش رنگی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "richness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "richness" with translations into Persian
-
غنی کردن
-
جعبه متن غنی
-
(برنامه ی هنری و غیره) سرگرم کننده · (بو) قوی (و خوشایند) 1 · (خودمانی) مسخره · (خوراک) چرب · (رنگ) زنده · (صدا و موسیقی) پرطنین · - خیز 2 · - دار · servatmand · ğani · ارزشمند · افتضاح · انبوه · بارور · باشکوه · بیش ازاندازه · توانگر · ثروتمند · جوهردار · حاصلخیز 3 · خرم · خوش آوا · خوش الوان · خوش فام · خوشبوی · خوشرنگ · خیلی · دارا · دنگ دار 0 · دولتمند · رایومند · رنگارنگ · زرخیز · زیاد · زیب آور · زیبنده · سبز و خرم · سرسبز 6 · سرشار · شایگان · شکوهمند · شیرین · غنی · فاخر · فراخ · فراوان · قوی · مایه دار · متمول (در برابر: ندار یا فقیر poor) · مجلل · نیرومند 7 · وافر · پر ارزش · پر تشریفات · پر ثروت · پر حاصل · پر زور · پر فرورد · پر محصول · پر- · پرآیین · پرانرژی · پربار · پربرکت · پرجلوه · پرشکوه · پرمعنی 5 · پولدار · چرب و شیرین · چرب و نرم 4 · گران قیمت · گرانبها
-
ریچ مدیا
-
تازه به دوران رسیده · ندید بدید · نوکیسه
-
رجوع شود به rime riche
-
پیآرپی
-
اشیای پر ارزش · ثروت · ثروت زیاد · جواهرات · دارایی زیاد · ذخایر (زیاد) · غنا · منابع · پرمایگی
Add example
Add