Translation of "ridged" into Persian
برجسته, دارای خر پشته, مرزدار are the top translations of "ridged" into Persian.
ridged
adjective
verb
Simple past tense and past participle of ridge. [..]
-
برجسته
adjectivethen followed, naturally, a well defined nose, with a straight ridge and full nostrils;
طبعاً بعد نوبت به یک بینی برجسته با تیغه عمودی و سوراخهای گشاد بود؛
-
دارای خر پشته
-
مرزدار
-
گرده ماهی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ridged" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Ridged
+
Add translation
Add
"Ridged" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Ridged in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "ridged" with translations into Persian
-
تیر فوقانی شیروانی، تیر فوقانی بام دو شیب
-
خاکورزی پشتهای
-
آزمایشگاه ملی اوک ریج
-
بخش خاوری کوه های آپالاچیان در شرق ایالات متحده
-
پشتهبندی
-
درازتپه یا خرپشته ی راستای کرانه (که توسط امواج ایجاد می شود)
-
(در اصل) ستون فقرات یا پشت حیوان (به ویژه ستور) · (زمین کشاورزی) مرز · (زمین کشاورزی) مرزبندی کردن · (موج و غیره) کوهان · (نقش کبریتی) هر یک از خطها یابرجستگی ها · (نقشه های هواشناسی) ناحیه ی دارای فشار بارومتری زیاد · (پارچه وغیره) نواره ی برجسته · (کوه و غیره) ستیغ · تیزه · تیغه ی کوه · خاک میان دو شیار · خطالرأس · خطالراس · دارای نواره های برجسته کردن · رشته تپه · ستیغ دار کردن · شخ · شیار شیار کردن · شیاربندی کردن · مرز · ناوک · پرندک · پشته · پلوان · گریوه
-
پشته میانی اقیانوس
Add example
Add