Translation of "rig" into Persian
لباس, تجهیزات, بسیجگان are the top translations of "rig" into Persian.
rig
verb
noun
grammar
(slang, nautical) The rigging of a sailing ship or other such craft. [..]
-
لباس
nounIf the hicksback home could see me in this rig, they'd have a fit!
کاشکی دهاتیهای ولایت میآمدند و مرا در این لباس میدیدند تا غش کنند!
-
تجهیزات
The equipment and data were rigged to self-destruct.
تجهیزات و اطلاعات جوری برنامه ریزی شده بودن که خودشون رو از بین ببرن.
-
بسیجگان
-
Less frequent translations
- فریب
- آراستن، ساز کردن، ابداع کردن، مهیا کردن، آمادن
- آماد
- افزارگان
- امادن، آماد
- اونیفورم
- بسیجیدن
- تریلر
- همسفر
- تجهیز
- (با عجله) سرهم بندی کردن
- (دستگاه) چاه کاو
- (موقتا) ساختن
- (چاه نفت) دکل و تلمبه
- (کشتی بادبان دار) ترتیب بادبان ها
- (کندن چاه نفت یا آب و غیره) دکل حفاری
- آلات و ادوات
- اماده شدن
- برپا کردن
- بسیجگان دادن 0
- بند و بساط
- تجهیزات ماهیگیری
- تنظیم کردن 1
- جفت و جور کردن
- درست کردن
- ساز و برگ
- ساز و برگ دادن
- قرار دادن
- لباس (ویژه ی انجام کار بخصوص)
- لباس فرم
- لباس پوشاندن یا دادن
- مجهز کردن
- مهیا کردن
- نوع بادبان ها
- کامیون بزرگ
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "rig" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Rig
-
تیار کردن
-
ساز کردن، آمادن، مهیا کردن، بر ساختن
Phrases similar to "rig" with translations into Persian
-
(کشتی) دکل ها و طناب های پابرجا (در برابر طناب ها و بادبان های برداشتنی : running rigging)
-
(کشتی) دارای یک دکل و دو بادبان مثلث
-
(برای رفع حاجت آنی) موقتا سرهم بندی شده · موقتا تعمیرشده · موقتی
-
(کشتیرانی) بکسل های متحرک · طناب ها و بادبان های برداشتنی · طناب های آزاد (مانند طناب های پرچم و طناب های بادبان ها و غیره)
-
بادبان چهار گوش
-
دکل جک آپ
-
(کشتی) دارای بادبان های چهار گوش
-
(قایق) دارای بادبان سه گوش
Add example
Add