Translation of "right" into Persian

راست, درست, راستگرا are the top translations of "right" into Persian.

right adjective verb adverb interjection noun grammar

(archaic) Straight, not bent. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • راست

    adverb adjective

    right-wing politicians and parties [..]

    Arabic is read from right to left.

    عربی از راست به چپ خوانده می شود.

  • درست

    verb adjective

    checking agreement [..]

    I think that he is right.

    من فکر می کنم که او درست می گوید.

  • راستگرا

    right-wing politicians and parties

    And please raise your hand if you'd say you are right of center or conservative.

    حالا اونایی که فکر میکنن محافظه کار یا راستگرا هستند. ١،٢،٣،٤،٥ — یه ده تایی میشن.

  • Less frequent translations

    • در سمت راست
    • درسته
    • حق
    • بله
    • dorost
    • råst
    • خوب
    • حقوق
    • خیلی
    • مناسب
    • صحیح
    • دقیقا
    • صحيح
    • کاملا
    • فورا
    • مرتب
    • مستقیما
    • شایسته
    • بجا
    • سالم
    • حقه
    • منصفانه
    • نیک
    • جور
    • نیکی
    • منظم
    • کلا
    • قائم
    • سرجا
    • راستگو
    • درخور
    • عاقل
    • بلی
    • رویه
    • سزاوار
    • تماما
    • حقیقی
    • قائمه
    • بهنجار
    • فربود
    • فریور
    • بسامان
    • ایستاندن
    • ایستا
    • سلیم
    • آری
    • (با: the) واقعی
    • (با: to be) حق داشتن
    • (بازرگانی) حق تقدم سهامداران در خرید سهام جدید با تخفیف
    • (خط) راست
    • (در اصل) مستقیم
    • (در برخی عنوان ها) بسیار
    • (سیاست) محافظه کار
    • (طرف خوب یا روی هر چیز) رو
    • (طرف) راست (در برابر: چپ left)
    • (قدیمی) واقعی
    • (مشت بازی) ضربه با دست راست
    • (معمولا جمع) حق مالکیت
    • (نسبت به کسی) عادلانه رفتار کردن
    • (چرخش یا قرارگیری و غیره) به سوی راست
    • (چیز واژگون یا چپه شده را) راست کردن 5
    • (گوشه) راست
    • ادعا (به ملک و غیره) 4
    • اصلاح کردن
    • اصیل 1
    • انتقام گرفتن 9
    • بخش راست 6
    • بسی 0
    • بسیار خوب
    • بله 4
    • به پا داشتن
    • بی درنگ 2
    • تلافی کردن
    • جبران کردن
    • جناح راست
    • حق (حقوق) 3
    • حق با شماست
    • خوبی 2
    • در دست راست
    • در وضع رضایت بخش
    • درست (است)
    • درست کردن
    • دست راست
    • دست راست 7
    • دست راستی 0
    • راست (می گویید)
    • راست کردن یا شدن 0
    • راستین 5
    • سامان دادن 7
    • سر راست
    • سند حق تقدم (که قابل خرید و فروش است) 8
    • شق کردن یا شدن
    • صاف کردن یا شدن
    • صحیح کردن 6
    • غیر مصنوعی
    • قائم کردن
    • مرتب کردن
    • مستطاب 3
    • منصف بودن 8
    • منظم کردن
    • هم اکنون
    • همین 1
    • یک سره
    • یکراست 9
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "right" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Right
+ Add

English-Persian dictionary

  • حق و حقوق

    Rights as what, Counselor?

    حق و حقوق ـش به عنوان چی مشاور ؟

Images with "right"

Phrases similar to "right" with translations into Persian

Add

Translations of "right" into Persian in sentences, translation memory