Translation of "rinsing" into Persian
(معمولا جمع), آبشویی, آبمایه are the top translations of "rinsing" into Persian.
rinsing
noun
verb
grammar
Present participle of rinse. [..]
-
(معمولا جمع)
-
آبشویی
-
آبمایه
-
Less frequent translations
- آبکشی
- آبگونه (که با آن چیزی را آبشور می کنند)
- رجوع شود به dregs
- شویه
- مایع شستشو
- محلول
- وضو
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "rinsing" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "rinsing" with translations into Persian
-
(آب یا آبگونه ای که با آن آبشوری می کنند)محلول · (به گیسو) رنگ زدن · (مثلا پس از شستن با صابون) آب کشیدن · (معمولا بدون صابون و غیره و فقط با آب) شستن · (پارچه و غیره را) در رنگ فرو کردن · آب · آبشور کردن · آبشوری · آبکشی · آبگونه · در آب فروکردن · رزیدن · رنساژ · رنگ مو · زیر آب گرفتن · شستشو · شستشو دادن یا کردن · شویه · غرغره کردن · مایع · موشویه · موشویه زدن · وضو
-
(آب یا آبگونه ای که با آن آبشوری می کنند)محلول · (به گیسو) رنگ زدن · (مثلا پس از شستن با صابون) آب کشیدن · (معمولا بدون صابون و غیره و فقط با آب) شستن · (پارچه و غیره را) در رنگ فرو کردن · آب · آبشور کردن · آبشوری · آبکشی · آبگونه · در آب فروکردن · رزیدن · رنساژ · رنگ مو · زیر آب گرفتن · شستشو · شستشو دادن یا کردن · شویه · غرغره کردن · مایع · موشویه · موشویه زدن · وضو
-
(آب یا آبگونه ای که با آن آبشوری می کنند)محلول · (به گیسو) رنگ زدن · (مثلا پس از شستن با صابون) آب کشیدن · (معمولا بدون صابون و غیره و فقط با آب) شستن · (پارچه و غیره را) در رنگ فرو کردن · آب · آبشور کردن · آبشوری · آبکشی · آبگونه · در آب فروکردن · رزیدن · رنساژ · رنگ مو · زیر آب گرفتن · شستشو · شستشو دادن یا کردن · شویه · غرغره کردن · مایع · موشویه · موشویه زدن · وضو
Add example
Add