Translation of "roll" into Persian
طومار, فهرست, نان رول are the top translations of "roll" into Persian.
(nautical) The measure of extent to which a nautical vessel rotates on its fore-and-aft axis, causing its sides to go up and down. Compare with pitch. [..]
-
طومار
nounThe man with the blue coat and the roll of paper is Sir William Baskerville
مردی که کت آبی پوشیده و طومار کاغذی به دست دارد سر و یلیام باسکرویل است
-
فهرست
nounHe gave instructions to be included on the ration roll
دستور داد تا نامش را در فهرست جیره نوشتند
-
نان رول
shortened raised biscuit or bread
-
Less frequent translations
- چرخش
- ثبت
- نورد
- پرسه زدن
- لوله
- غلت
- حلقه
- توپ
- غلتیدن
- طاقه
- صورت
- رل
- غرش
- موج
- تکریر
- غلتاندن
- چهچهه
- چرخیدن
- خروش
- ریختن
- تریدن
- تلوتلوخوردن
- دستنویس
- سرآمدن
- غرمبه
- غرمبیدن
- غریدن
- گردله
- پیچه
- پیچک
- خروشیدن
- تلوتلو
- پشتوانه
- چونه
- گذشتن
- گشتن
- (امریکا - خودمانی - جیب آدم خواب یا مست را) زدن
- (با مالاندن و چرخاندن) به صورت استوانه یا لوله یا گردله در آوردن
- (با وسیله ی چرخدار) سفر کردن
- (با: down) پایین زدن
- (با: up) بالا زدن
- (باجریان) برده شدن
- (تخته نرد و غیره - تاس ها را) انداختن
- (حقوقی یا سیاسی) سند
- (خلبانی) پیچش (یک چرخش کامل هواپیما در راستای محور آن) 3
- (خومانی) پول
- (روی یک یا چند چرخ) حرکت کردن
- (زیر غلتک یا نورد) صاف شدن یا کردن 2
- (سخن یا صدا و غیره) نوسان کردن
- (سر یا چشم یا دستگاه و غیره را) چرخاندن
- (سطح زمین و غیره) پستی و بلندی ملایم داشتن
- (صحافی و جلد سازی) مهر گردان
- (صدا را) کش دادن
- (صدا) تحریر
- (طبل را با ضربات تند و پیاپی) زدن
- (طبل) قرم قرم کردن 7
- (فوتبال امریکایی - برای پاس دادن) به یک سو دویدن (roll out هم می گویند) 5
- (موج یا آب و غیره) خوردن به
- (نان یا گوشت یا شیرینی و غیره) گرده
- (پارچه یا کاغذ یا فیلم و غیره) حلقه
- (چاپ - با غلتک) مرکب مالیدن (روی حروف و غیره) 1
- (چرخ یا طوق و غیره را) چرخاندن
- آمدن یا رفتن
- آوردن 9
- از پهلو ريختن
- اظهار کردن
- اواره شدن
- باخود بردن
- بالاکشیدن (همراه با لوله کردن) 6
- بسیار داشتن
- به حرکت درآوردن یا درآمدن
- به طرفین کج شدن یا کج کردن
- تحریر دادن
- تراندن 6
- تکریر کردن یا شدن
- جریان یافتن
- دزدیدن 0
- دست به کار شدن
- دفتر حضور و غیاب 3
- دفتر کلاس
- دور شدن
- راه افتادن
- راه انداختن 3
- رجوع شود به roller 6
- روبراه شدن
- سرمایه بانک
- سپری شدن
- صدای بلند و نسبتا طولانی ایجاد کردن
- صدای مسلسل
- صدای ناقوس
- صورت اسامی
- ضربات تند و پیاپی
- غرق بودن در 4
- غلت زدن یا خوردن
- غلتش 2
- قلمبه کردن یا شدن
- لول 0
- لوله کردن یا شدن
- متعجب شدن
- معلق زدن 5
- مهر غلتکی 4
- نوسان 7
- هرچیز استوانه شکل
- واپژواک 8
- واپژواک کردن
- پائین کشیدن (همراه واپیچاندن) 7
- پستی و بلندی ملایم 1
- پیش رفتن
- پیشرفت کردن
- پیلی پیلی خوردن 1
- پیچیدن 8
- چهچهه زدن
- چپ راست رفتن
- چپ راست روی
- کش دادگی (صدا) 9
- گرداندن 0
- گردک 5
- گشت زدن
- گلوله کردن یا شدن
- گندله 4
- گیلی گیلی خوردن
- یک دسته (اسکناس) 2
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "roll" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 78. [..]
"Roll" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Roll in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "roll"
Phrases similar to "roll" with translations into Persian
-
ساختارهای محافظتکننده از بیشغلتی
-
صدای مسلسل · صدای ناقوس · غلت · غلتان · غلتش · غلتشی (رجوع شود به roll) · غلتکزنی · متلاطم، غلتان، آشفته، پریشان، مضطرب، دلتنگ، دلواپس، سراسیمه، سرگشته، شوریده، · نورد · نوردکاری · پیچش
-
نان گرد و کلفت (برای ساندویچ)
-
غلتاندنی (به ویژه بوبر یا ضدبوی بدن) · مالیدنی
-
انباشتن · لوله کردن
-
رجوع شود به rock-and-roll
-
حرکت به عقب
-
(پادگان و غیره) وقت نامیدن افراد · افراد · ثبت حضور و غیاب · حاضر غایبی · حضور و غیاب · نامش · نامشگاه · نامیدن افراد