Translation of "rotative" into Persian

چرخشی, گردشی, دورانی are the top translations of "rotative" into Persian.

rotative adjective grammar

Turning like a wheel; rotary; rotational.

+ Add

English-Persian dictionary

  • چرخشی

  • گردشی

  • دورانی

  • وابسته به یا ناشی از چرخش

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "rotative" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "rotative" with translations into Persian

  • فرسایش بافت شهری
  • (بیماری مشابهی که گیاهان زنده و میوه را آفت می زند)تباهی گیاهی · (مجازی) فساد (به خاطر فقدان روش ها و اندیشه های نو) · (کشاورزی) · انواع قارچ هایی که موجب این بیماری می شوند · درون تباهی · پوسیدگی خشک (پوسیدگی چوب خشک در اثر نوعی قارچ)
  • فساد
  • قارچ انگور
  • پوسیدگیها · پوسیدگیها (بیماریهای گیاهی)
  • پوسيدگي سفيد (چوب)
  • پوسیدگیها
  • (کشاورزی) تاولک (بیماری میوجات که توسط قارچی به نام Monilinia fructicola ایجاد می شود و میوه را از لکه ها و پوسیدگی های قهوه ای فام می پوشاند)
Add

Translations of "rotative" into Persian in sentences, translation memory