Translation of "route" into Persian
راه, جاده, طریق are the top translations of "route" into Persian.
route
verb
noun
grammar
A course or way which is traveled or passed. [..]
-
راه
nounShe never even changed the hour of her errands or sought an alternative route.
حتی هرگز ساعت خروج خود را عوض نکرده و راه دیگری هم برنگزیده بود.
-
جاده
nounThe trade route is ours, guaranteed by treaty with the king.
جاده بازرگاني مال ماست ، با معاهده پادشاه تضمين شده.
-
طریق
nounand then routing it via several other computers around the world
و پس از آن از طریق چندین کامپیوتر درسراسر دنیا مسیر یابی میشود
-
Less frequent translations
- معبر
- (قدیمی) فرمان حرکت لشکریان
- از راه یا مسیر معینی فرستادن
- به جاده
- جریان معمولی
- خط سیر
- راه آهن
- مسیر عادی (مثلا در تحویل روزنامه به منازل)
- مشتریان (به ویژه مشتریان مسیر عادی)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "route" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Route
-
مسیر
I've got a crashed truck on Route 17.
ویلیام صحبت میکنه یه ماشین تو مسیر 17 چپ کرده
Images with "route"
Phrases similar to "route" with translations into Persian
-
ناوبری
-
روش مصرف دارو
-
پروتکل مسیریابی بردار فاصله
-
جاده دریایی · دریا راه · دریای متلاطم · راه بازرگانی · راه تجاری · مسیر دریایی · مسیر کشتی
-
مسیرگزینی · مسیریابی
-
(به ویژه خوک) با پوزه کندن (و دنبال خوراک گشتن) (root هم می گویند) · (به ویژه قشون) عقب نشینی نامنظم · (قدیمی) ضیافت شبانه · (قدیمی) ملتزمین رکاب · (قدیمی) گروه · اراذل و اوباش · انهدام · به زوردر آوردن · بیرون کردن · تارومار شدگی · تارومار کردن · جستجو کردن · جمعیت پرسروصدا و بی انضباط (رجوع شود به mob) · جنجال · درهم شکستن · درکشیدن · دسته · ریشه کاوی کردن · سروصدا · شکست خردکننده · شکست خردکننده دادن · شکست دادن · متفرق کردن · منهدم کردن · هزیمت · همراهان · هیاهو · کالش · کاویدن · گله
-
تولی تطهیر
-
کارت مسیر کار
Add example
Add