Translation of "rug" into Persian
قالیچه, قالی, فرش are the top translations of "rug" into Persian.
rug
verb
noun
grammar
A small covering for a floor. [..]
-
قالیچه
nounpartial floor covering [..]
I watch in total disbelief as Jack settles comfortably down on the rug.
ناباورانه جک را تماشا میکردم که روی قالیچه نشست.
-
قالی
nounWell, we shall see which of them will step on the rug first.
خوب ، ببینم اول کدامشان روی قالی قدم میگذارد.
-
فرش
nounShe was dripping on their expensive Persian rug.
تریسی خود را مثل یک تکه گوشت، روی فرش گران قیمت ایرانی آنها، احساس میکرد!
-
Less frequent translations
- زیلو
- گلیم
- زیرانداز
- خرسک
- گبه
- (امریکا- عامیانه) کلاه گیس
- (انگلیس) رجوع شود به lap robe
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "rug" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "rug"
Phrases similar to "rug" with translations into Persian
-
فرش بافته شده از تکه پارچه های کهنه
-
لایه زیرین
-
فرش خاور زمین (به ویژه فرش ایران و نواحی اطراف آن) (Oriental carpet هم می گویند)
-
پتوی عرشه ی کشتی (که مسافران هنگام نشستن در عرشه آن را روی خود می اندازند)
-
(امریکا) قالیچه یا فرشی که فقط قسمتی از کف را بپوشاند (مثلا چون بقیه ی کف از چوب یا مرمر است)
-
(صدا) ناهنجار · (عامیانه) مستلزم مهارت و طاقت · (قیافه) پرچین و چروک و سالم · آفتاب زده و خوش بنیه · بستاوند · تهمتن · توفانی · حاکی از نیرو و سلامتی · خشن · زمخت · ستهم · سخت · سختگیر · سنگلاخ · شدید · قلچماق · قوی · ناملایم · ناهموار · نیرومند · پر صخره · پر پستی و بلندی · پرزور · پست و بلند · گوشخراش
-
فرش ایرانی · قالی ایرانی
-
رجوع شود به scatter rug · قالیچه کوچک
Add example
Add