Translation of "rusticate" into Persian
(انگلیس - دانشجو را موقتا از دانشگاه) اخراج کردن, (سنگ کاری و بنایی)روستایی نما کردن (با به کاربردن سنگ های ناجور و کم تراشیده و با ایجاد درزهای نابرابر و کج و کوله), (شخص) روستایی شدن یا کردن are the top translations of "rusticate" into Persian.
rusticate
verb
grammar
(transitive) (UK) To suspend or expel from a college or university. [..]
-
(انگلیس - دانشجو را موقتا از دانشگاه) اخراج کردن
-
(سنگ کاری و بنایی)روستایی نما کردن (با به کاربردن سنگ های ناجور و کم تراشیده و با ایجاد درزهای نابرابر و کج و کوله)
-
(شخص) روستایی شدن یا کردن
-
Less frequent translations
- به دهات رفتن
- در دهات زندگی کردن
- دهاتی کردن
- روستانشین بودن
- زندگی روستایی کردن
- ییلاق رفتن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "rusticate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "rusticate" with translations into Persian
-
اخراج · دهاتی سازی · سبک هنری روستیک
-
(سنگ کاری و بنایی) با سنگ کم تراشیده و طبیعی نما ساخته شده · (عمدا) درز سنگ ها را عمیق و نابرابر کردن · بی تکلف · ترکه ای · خشن · دست نخورده · ده نشین · دهاتی · دهاتی (در برابر: شهری) · دهقان · روستازی · روستانشین · روستایی · روستایی نما · زمخت · ساخته شده از شاخ و برگ · ساده · طبیعی · نفهم · کم ادب
-
حالت روستایی · خشونت · سادگی
-
(قدیمی) رجوع شود به rustic
Add example
Add