Translation of "sageness" into Persian

دانایی, معرفت, عقل are the top translations of "sageness" into Persian.

sageness noun grammar

The property of being sage. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دانایی

    noun

    I implore of thee that on my part thou entreat that sage enchanter who takes charge of my interests

    استدعا میکنم از جانب من از ساحر دانایی که مأمور حسن جریان امور من است خواهش کن

  • معرفت

    noun
  • عقل

    since he has something of the sage in him.

    زیرا که بهرهیی از عقل دارد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "sageness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "sageness" with translations into Persian

  • (گیاه شناسی) مریم معمولی · مریم گلی · مریم گلی (رجوع شود به sage)
  • (جانورشناسی) سیاه خروس برنجاسپ (Centrocercus urophasianus که بومی آمریکای شمالی است - به ماده ی آن می گویند: hensage)
  • خزنه
  • (مهجور) باوقار · (گیاه شناسی) · بصیر · جدی · خردمند · خردمندانه · خزنه · دانا · دانشمند · رجوع شود به sagebrush · ریش سپید · زیرک · زیرکانه · سالار · سلوی · سنگین و رنگین · شیخ · عاقل · عاقلانه · عقل · فرزانه · فرزانه وار · مرشد · مرموک · مریم گلی · مریم گلی (جنس Salvia از خانواده ی mint به ویژه S.splendens یا scarlet sage که گل های سرخ می دهد وS.officinalis یا garden sage که برگ خوشبو دارد) · مریمگلی · مریمی · هشمند · پیر (و دانا) · پیرانه · کندا · کهبد
  • درمنه
  • (مهجور) باوقار · (گیاه شناسی) · بصیر · جدی · خردمند · خردمندانه · خزنه · دانا · دانشمند · رجوع شود به sagebrush · ریش سپید · زیرک · زیرکانه · سالار · سلوی · سنگین و رنگین · شیخ · عاقل · عاقلانه · عقل · فرزانه · فرزانه وار · مرشد · مرموک · مریم گلی · مریم گلی (جنس Salvia از خانواده ی mint به ویژه S.splendens یا scarlet sage که گل های سرخ می دهد وS.officinalis یا garden sage که برگ خوشبو دارد) · مریمگلی · مریمی · هشمند · پیر (و دانا) · پیرانه · کندا · کهبد
Add

Translations of "sageness" into Persian in sentences, translation memory