Translation of "sail" into Persian
بادبان, بال, کشتی are the top translations of "sail" into Persian.
(nautical) A piece of fabric attached to a boat and arranged such that it causes the wind to drive the boat along. The sail may be attached to the boat via a combination of mast, spars and ropes. [..]
-
بادبان
nouna piece of fabric attached to a boat [..]
We must send down the main top sail yard, sir.
قربان باید بادبان بزرگ دکل را پایین بفرستیم.
-
بال
noun -
کشتی
nounYou can see with what nicety we have to trim our sails between chemistry and history.
میبینید که ما مجبوریم با چه ظافتی بین این دو استاد بادبانهای کشتی مان را تنظیم کنیم.
-
Less frequent translations
- ناو
- (آسیاب بادی) پره
- (با وقار و نرمش) حرکت کردن 0
- (عامیانه - با: in یا into - بامشت یا حرف) حمله کردن
- (عامیانه) با حرارت و اشتیاق آغاز کردن
- (عامیانه) تند حرکت کردن 1
- (کشتی - با بادبان یا با موتور) حرکت کردن
- (کشتی) حرکت به کمک بادبان
- با باد به حرکت درآمدن
- در هوا حرکت کردن
- سخت دست به کار شدن 2
- قایقرانی کردن
- مسافرت دریایی
- کشتیرانی کردن
- گردش دریایی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sail" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Sail" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Sail in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
"SAIL" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for SAIL in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "sail"
Phrases similar to "sail" with translations into Persian
-
بادبان کشیدن، بادبان افراشتن
-
بادبان های فوقانی، بادبان های کمکی بالائی ذیل بادبان های کمکی موسوم به بادبان شاهی
-
قايق بادبانی · قایق بادبانی · کشتی بادبانی · کشتی بادی
-
لنگر رو آبی
-
سوزن بادبان دوز/دوزان/دوزی
-
(ورزش) راندن قایق بادبانی · آغاز مسافرت یا گشت دریایی · بادبان دار · بادبانی · حرکت (با) کشتی (به ویژه کشتی بادبانی) · دریانوردی · علم دریانوردی · قایقرانی · قایقرانی بادبانی · مسابقه ی قایق (بادبانی)رانی · ناوبری · وابسته به کشتی یا کشتی رانی یا شرایط کشتی رانی · کشتیرانی
-
(کشتی بادبانی) با همه ی بادبان ها · با بیشینه ی سرعت و انرژی · با همه ی بادبان ها به حالت افراشته
-
بادبان کمکی، بادبان جانبی اضافی