Translation of "saline" into Persian
شور, نمکین, محلول نمک are the top translations of "saline" into Persian.
saline
adjective
noun
grammar
Containing salt; salty. [..]
-
شور
adjective nounof existing arables to salinization and erosion.
را بخاطر شور شدن خاک و فرسایش آن از دست میدهیم.
-
نمکین
adjective -
محلول نمک
adjective nounThis is just plain saline, isn't it?
فقط يک محلول نمک دار هستش درسته ؟
-
Less frequent translations
- نمکی
- شورآب
- پرنمک
- (به ویژه پزشکی یا زیست شناسی) آب نمک
- درجه شوری
- رجوع شود به salina
- ملح فلز قلیایی
- ملح منیزیم
- نمک دار
- وابسته به یا دارای هر یک از املاح فلزات قلیایی یا منیزیم
- چشمه ی شور
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "saline" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "saline" with translations into Persian
-
آب شور · آب نمك
-
درجه شوری · سرم نرمال سالین · شور · محلول نمک
-
(زیست شناسی - آب نمکی که فشار اسمزی آن برابر با فشاری است که در خون و بافت ها وجود دارد) آب نمک تنکردی · سرم فیزیولژیکی
-
نمكزدايي خاك · کنترل درجه شورى
-
شوری خاک
-
شورزایی خاک
-
محلول نمک فسفات با خاصیت بافری
-
خاكهاي قليايي شور · خاکهای سدیمی شور
Add example
Add