Translation of "saturator" into Persian
اشباع کننده is the translation of "saturator" into Persian.
saturator
noun
grammar
One that saturates [..]
-
اشباع کننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "saturator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "saturator" with translations into Persian
-
(شیمی) اشباع کردن یا شدن · آغشتن · اشباع کردن · اشتباه کردن · انباردن · خیس کردن یا شدن · رجوع شود به saturated · سرشار کردن · سیرا کردن · مالامال کردن
-
اشباع کننده · سرشار کننده · سیراگر · مالامال کننده
-
چربیهای اشباع
-
رآکتور تنظیمپذیر
-
(بمباران متراکم و اشباع آمیز یک محل برای نابودسازی کامل آن) بمباران فشرده
-
(رنگ) نابی · (فلزمغناطیسی) سیرش · آغشته سازی · اشباع · انباردگی · بیژگی · سرشاری · سیراسازی · سیرایی · مالامالی · میزان خلوص رنگ · نیرومندی
-
(رنگ) مخلوط نشده با سفید · (زمین شناسی) دارای بیشترین مقدار ممکن سیلیکا (در مورد سنگ ها و کانی ها) · (شیمی) سیرشده · آب چکان · اشباع شده · انبارده · بی سفید · خیس · رنگ ناب · سرشار · سیرا · سیرا شده · مالامال
-
آغشتنی · اشباع پذیر · سرشار شدنی · سیرا · سیرایی پذیر · مالامال شدنی
Add example
Add