Translation of "scalding" into Persian

سوزان، جوشان قُل قُل کنان, غوطهورسازی در آب گرم are the top translations of "scalding" into Persian.

scalding adjective noun verb grammar

(of a liquid) Hot enough to burn. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سوزان، جوشان قُل قُل کنان

  • غوطهورسازی در آب گرم

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "scalding" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "scalding" with translations into Persian

  • (آبگونه را) داغ کردن (از جوشاندن کمتر) · (با آب داغ یا بخار) سوزاندن · (با آب داغ) سترون کردن · (با قرار دادن در آب داغ) پر کندن (از مرغ) · (در اثر آبگونه یابخار داغ) سوختگی · تاول دار کردن · تاول زدن · تفساندن · رجوع شود به skald · رجوع شود به sunscald · سوختن · سوختگی · ضد عفونی کردن · عمل سوزاندن · لکهسوختگی · پوست کندن (از میوه)
  • (آبگونه را) داغ کردن (از جوشاندن کمتر) · (با آب داغ یا بخار) سوزاندن · (با آب داغ) سترون کردن · (با قرار دادن در آب داغ) پر کندن (از مرغ) · (در اثر آبگونه یابخار داغ) سوختگی · تاول دار کردن · تاول زدن · تفساندن · رجوع شود به skald · رجوع شود به sunscald · سوختن · سوختگی · ضد عفونی کردن · عمل سوزاندن · لکهسوختگی · پوست کندن (از میوه)
  • (آبگونه را) داغ کردن (از جوشاندن کمتر) · (با آب داغ یا بخار) سوزاندن · (با آب داغ) سترون کردن · (با قرار دادن در آب داغ) پر کندن (از مرغ) · (در اثر آبگونه یابخار داغ) سوختگی · تاول دار کردن · تاول زدن · تفساندن · رجوع شود به skald · رجوع شود به sunscald · سوختن · سوختگی · ضد عفونی کردن · عمل سوزاندن · لکهسوختگی · پوست کندن (از میوه)
  • (آبگونه را) داغ کردن (از جوشاندن کمتر) · (با آب داغ یا بخار) سوزاندن · (با آب داغ) سترون کردن · (با قرار دادن در آب داغ) پر کندن (از مرغ) · (در اثر آبگونه یابخار داغ) سوختگی · تاول دار کردن · تاول زدن · تفساندن · رجوع شود به skald · رجوع شود به sunscald · سوختن · سوختگی · ضد عفونی کردن · عمل سوزاندن · لکهسوختگی · پوست کندن (از میوه)
Add

Translations of "scalding" into Persian in sentences, translation memory