Translation of "scalp" into Persian
جمجمه, (برای سودبری فوری) خرید و فروش کردن, (به ویژه سرخپوستان آمریکای شمالی) بریدن پوست سر دشمن (که آن را خشک می کردند وبه عنوان یادبود پیروزی نگه می داشتند) are the top translations of "scalp" into Persian.
scalp
verb
noun
grammar
(now dialectal) The top of the head; the skull. [..]
-
جمجمه
nounScalp is lacerated, but no cranial damage.
پوست سرش پاره شده ولي جمجمه ش آسيبي نديده.
-
(برای سودبری فوری) خرید و فروش کردن
-
(به ویژه سرخپوستان آمریکای شمالی) بریدن پوست سر دشمن (که آن را خشک می کردند وبه عنوان یادبود پیروزی نگه می داشتند)
-
Less frequent translations
- (به ویژه ورزش) سخت شکست دادن
- اسکالپ (پوست سر)
- در بازار سیاه بلیط سینما و تئاتر و غیره خرید و فروش کردن
- مغبون کردن
- نشان پیروزی
- پوست سر (که از مو پوشیده است)
- پوست سر بریده و خشک کرده
- پوست سر سگ یا گرگ یا روباه
- کلاهبرداری کردن
- گوشت بری کردن
- گول زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "scalp" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Scalp
+
Add translation
Add
"Scalp" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Scalp in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "scalp" with translations into Persian
-
(بخشی از موی سر که سرخپوستان می گذاشتند خیلی بلند شود) کاکل · کاکل
Add example
Add