Translation of "sceptered" into Persian
شاهانه, شاه, دارای عصای سلطنتی are the top translations of "sceptered" into Persian.
sceptered
adjective
verb
Simple past tense and past participle of scepter. [..]
-
شاهانه
-
شاه
noun -
دارای عصای سلطنتی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sceptered" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "sceptered" with translations into Persian
-
(گرز مرصع و تزیینی که شاهان در مراسم تاج گذاری و غیره به دست می گیرند و نشان سلطنت است) کوپال · اقتدار · دارای اقتدار سلطنتی کردن · عصای سلطنتی · فرشاهی · فرمانروایی · مقام سلطنت · کوپال شاهی دادن به · گرزه
-
(گرز مرصع و تزیینی که شاهان در مراسم تاج گذاری و غیره به دست می گیرند و نشان سلطنت است) کوپال · اقتدار · دارای اقتدار سلطنتی کردن · عصای سلطنتی · فرشاهی · فرمانروایی · مقام سلطنت · کوپال شاهی دادن به · گرزه
-
(گرز مرصع و تزیینی که شاهان در مراسم تاج گذاری و غیره به دست می گیرند و نشان سلطنت است) کوپال · اقتدار · دارای اقتدار سلطنتی کردن · عصای سلطنتی · فرشاهی · فرمانروایی · مقام سلطنت · کوپال شاهی دادن به · گرزه
Add example
Add