Translation of "scores" into Persian
فراوان is the translation of "scores" into Persian.
scores
pronoun
verb
noun
Plural form of score. [..]
-
فراوان
nounBut at the moment, I watched with horror as one of the _chapandaz_ fell off his saddle and was trampled under a score of hooves.
اما درست در همی لحظه با وحشت فراوان دیدم که یک چاپ انداز از زین اسب افتاد هر زیر یک دسته اسب لگدمال شد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "scores" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "scores" with translations into Persian
-
(آشپزی) گوشت را ساطوری کردن · (امتحان و غیره) نمره · (با:out) حذف کردن · (برای سهولت در بریدن یا تا کردن کاغذ) سوراخ سوراخ کردن · (برای نرم شدن) چاقو چاقو کردن 0 · (جمع) چندین · (خودمانی) گاییدن · (رقص و باله) دستورحرکت های رقصگران 4 · (عامیانه) دزدی (به ویژه مواد مخدر) · (عامیانه) کار موفقیت آمیز · (مسابقه و غیره) امتیاز · (مسابقه) حساب امتیاز طرفین را نگهداشتن · (موسیقی) پارتیتور 5 · (چوبخط) دندانه · اسکاتلندی · اغوا کردن · امتیاز · امتیاز آوردن · انبوه (از هر چیز) · باطل کردن · بدهکاری · بدهی · بردن · بسیار · بلند کردن 3 · بيست · بی میلی · بیست 0 · بیسته · تشر زدن 9 · جمع بستن 8 · حساب · حساب کردن · خراش · خراشاندن · خراشیدگی · خراشیدگی ایجاد کردن · خرده حساب · خصومت · خط · خط افتادگی · خط انداختن · خط بطلان کشیدن 7 · دزدیدن · دست یافتن 2 · دسته ی بیست تایی · دلخوری · دلیل · دندانه گذاشتن · زیاد 1 · سخت انتقاد کردن · سپوختن · شیرین کاری 2 · علت · غبطه · فراوان · لج · متعدد · محاسبه کردن · منشی مسابقه شدن 1 · مورد نکوهش قرار دادن · نایل شدن · نمره · نمره گرفتن یا دادن · نیم برکردن 6 · همخوابگی کردن 3 · واسطه · پرداختن · پوان · پوان به دست آوردن · چوبخط · چوبخط زدن · کثیر · کس دادن · کینه · گل زدن
-
موسیقی فیلم
-
تلافی کردن، انتقام گرفتن
-
(در بسکتبال و بیس بال و غیره) جدول مشخصات بازیکنان و خلاصه ی مسابقات گذشته ی تیم
-
(پزشکی کودک - دراندازه گیری علایم حیات طبیعی حدود یک دقیقه پس از تولد نوزاد) سنجه ی اپگار (کودکی که نمره ی بالاتر از هفت بیاورد از سلامتی کامل برخوردار است)
-
نمره تمایل
-
کارت امتیازهای مسابقه · کارت حاوی نام و اطلاعات درباره ی هر یک از بازیکنان (scorecard هم می نویسند)
-
اعتبارسنجی
Add example
Add