Translation of "scornful" into Persian

تحقیرآمیز, تحقیرکننده, خوارکننده are the top translations of "scornful" into Persian.

scornful adjective grammar

Showing scorn or disrespect; contemptuous. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تحقیرآمیز

    Travellers scowl at us, and countrymen give us scornful names.

    مسافران رو به ما ترش میکنند. و مردم روستایی نامهای تحقیرآمیز به ما میدهند.

  • تحقیرکننده

  • خوارکننده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "scornful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Scornful
+ Add

"Scornful" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Scornful in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "scornful" with translations into Persian

  • (با خشم یا تحقیر) رد کردن · (شدید و معمولا همراه با خشم) تحقیر · (مهجور) مورد تمسخر قرار دادن · استغنا · اهانت · اهانت کردن · اِزدراء، خوار و حقیر شماری · با اینکه · با وجود · تحقير · تحقیر · تحقیر کردن · حقارت · خوار شمردن · خوار کردن · خوارداشت · خوارشماری · سُخره · شخص یا چیز مورد تحقیر · عار داشتن · لگد زدن · مسخره کردن · نفرت داشتن · نپذیرفتن · پست شماری · پست شمردن · پشت پا زدن · کوچک شمردن
  • (با خشم یا تحقیر) رد کردن · (شدید و معمولا همراه با خشم) تحقیر · (مهجور) مورد تمسخر قرار دادن · استغنا · اهانت · اهانت کردن · اِزدراء، خوار و حقیر شماری · با اینکه · با وجود · تحقير · تحقیر · تحقیر کردن · حقارت · خوار شمردن · خوار کردن · خوارداشت · خوارشماری · سُخره · شخص یا چیز مورد تحقیر · عار داشتن · لگد زدن · مسخره کردن · نفرت داشتن · نپذیرفتن · پست شماری · پست شمردن · پشت پا زدن · کوچک شمردن
  • (با خشم یا تحقیر) رد کردن · (شدید و معمولا همراه با خشم) تحقیر · (مهجور) مورد تمسخر قرار دادن · استغنا · اهانت · اهانت کردن · اِزدراء، خوار و حقیر شماری · با اینکه · با وجود · تحقير · تحقیر · تحقیر کردن · حقارت · خوار شمردن · خوار کردن · خوارداشت · خوارشماری · سُخره · شخص یا چیز مورد تحقیر · عار داشتن · لگد زدن · مسخره کردن · نفرت داشتن · نپذیرفتن · پست شماری · پست شمردن · پشت پا زدن · کوچک شمردن
Add

Translations of "scornful" into Persian in sentences, translation memory