Translation of "scouting" into Persian

(و معمولا S بزرگ) پیشاهنگی, دیده وری, پیشآهنگی are the top translations of "scouting" into Persian. Sample translated sentence: When he was 13, he was scouted by an agency and was accepted by both DSP Media and S.M. Entertainment. ↔ وقتی که او ۱۳ ساله بود، پارک توسط آژانس دی اس پی (DSP) کشف شد و توسط رسانههای سرگرمی و SM پذیرفته شد.

scouting noun grammar

The act of one who scouts. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (و معمولا S بزرگ) پیشاهنگی

  • دیده وری

  • پیشآهنگی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "scouting" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Scouting
+ Add

"Scouting" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Scouting in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "scouting" with translations into Persian

  • پیشاهنگ (عضو سازمان جهانی پیشاهنگی : The Boy Scouts که در 8091 در انگلیس پایه گذاری شد - شاخه ی این سازمان درامریکا: B( -2 )Boy Scouts of America و S کوچک - خودمانی) آدم احمق و آرمان گرای
  • شیر بچه (عضو بخشی از سازمان پیشاهنگی ویژه ی پسران بین هشت تا ده ساله) · کاب اسکاوت
  • (به ریش کسی) خندیدن · (به عنوان یک چیز مهمل یا بی معنی) رد کردن · (خودمانی) شخص · (دختر یا پسر) پیشاهنگ · (دنبال چیزی) گشتن · (سرباز یا هواپیما یا کشتی) دیده ور · (معمولا با: up یا out) با جستجو یافتن یا به دست آوردن · (ورزشکاران را) شناسایی (و معمولا) استخدام کردن · آدم · تسخر زدن · جاسوس ورزشی · جاسوسی کردن · جستجو کردن 0 · جنگلگرد · دیدزنی · دیده وری · دیده وری کردن · شناسایی · مامور استخدام ورزشکاران (دارای آینده ی درخشان) · مامورشناسایی · مورد تمسخر قرار دادن · نگهبان · نگهبانی · پيشآهنگ · یارو
  • (آمریکا) پیشاهنگ دختر · عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا (در سال 2191 تاسیس گردید)
  • (به ویژه در تئاتر) مامور یافتن اشخاص هنرمند و پر استعداد
  • (امریکا) پیش آهنگ عقاب (بالاترین درجه ی پیشاهنگی)
  • پيشآهنگ
  • پیشآهنگی
Add

Translations of "scouting" into Persian in sentences, translation memory

When he was 13, he was scouted by an agency and was accepted by both DSP Media and S.M. Entertainment.
وقتی که او ۱۳ ساله بود، پارک توسط آژانس دی اس پی (DSP) کشف شد و توسط رسانههای سرگرمی و SM پذیرفته شد.
I scout the rim of the room
دور اتاق را میگردم.
What, is he scouting for tonight?
مثلا اومده قبل عمليلاتش محيط رو بررسي کنه ؟
I got to scout their pitcher.
بايد حواسم به پرتاب کننده شون باشه.
The scout will be blown away tomorrow.
ديده بانه فردا پشماش از بازيت ميريزيه!