Translation of "scouting" into Persian
(و معمولا S بزرگ) پیشاهنگی, دیده وری, پیشآهنگی are the top translations of "scouting" into Persian.
scouting
noun
grammar
The act of one who scouts. [..]
-
(و معمولا S بزرگ) پیشاهنگی
-
دیده وری
-
پیشآهنگی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "scouting" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Scouting
+
Add translation
Add
"Scouting" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Scouting in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "scouting" with translations into Persian
-
پیشاهنگ (عضو سازمان جهانی پیشاهنگی : The Boy Scouts که در 8091 در انگلیس پایه گذاری شد - شاخه ی این سازمان درامریکا: B( -2 )Boy Scouts of America و S کوچک - خودمانی) آدم احمق و آرمان گرای
-
شیر بچه (عضو بخشی از سازمان پیشاهنگی ویژه ی پسران بین هشت تا ده ساله) · کاب اسکاوت
-
(به ریش کسی) خندیدن · (به عنوان یک چیز مهمل یا بی معنی) رد کردن · (خودمانی) شخص · (دختر یا پسر) پیشاهنگ · (دنبال چیزی) گشتن · (سرباز یا هواپیما یا کشتی) دیده ور · (معمولا با: up یا out) با جستجو یافتن یا به دست آوردن · (ورزشکاران را) شناسایی (و معمولا) استخدام کردن · آدم · تسخر زدن · جاسوس ورزشی · جاسوسی کردن · جستجو کردن 0 · جنگلگرد · دیدزنی · دیده وری · دیده وری کردن · شناسایی · مامور استخدام ورزشکاران (دارای آینده ی درخشان) · مامورشناسایی · مورد تمسخر قرار دادن · نگهبان · نگهبانی · پيشآهنگ · یارو
-
(آمریکا) پیشاهنگ دختر · عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا (در سال 2191 تاسیس گردید)
-
(به ویژه در تئاتر) مامور یافتن اشخاص هنرمند و پر استعداد
-
(امریکا) پیش آهنگ عقاب (بالاترین درجه ی پیشاهنگی)
-
پيشآهنگ
-
پیشآهنگی
Add example
Add