Translation of "scrape" into Persian
خراش, خراشیدن, گرفتاری are the top translations of "scrape" into Persian.
scrape
verb
noun
grammar
To draw a sharp or angular object along (something) while exerting pressure. [..]
-
خراش
nounHe sat up on the cot, swung his legs over, and looked at the scrape.
روی تخت نشست و پاهایش را از لبه تخت پائین انداخت و به خراش نگاه کرد.
-
خراشیدن
verb -
گرفتاری
One doesn't desert one's friends in a scrape, grumbled Montparnasse.
مونپارناس غرغرکنان گفت: مرد نباید دوستاشو تو گرفتاری بذاره و بره.
-
Less frequent translations
- برخورد
- تراشیدن
- تراش
- اصطکاک
- از شر چیزی رها شدن، از مخمصه در آمدن، رها شدن از رنج و محنت و گرفتاری
- خاریدن، خاراندن
- مخمصه
- شکاف
- تراشیدگی
- ساییدگی
- سکنجیدن
- کاویدن
- ستردن
- کتککاری
- زدودن
- دعوا
- (از اینجا و آنجا) فراهم کردن
- (با خراش) کشیده شدن یا کشیدن
- (با خراشیده شدن روی چیزی) صدای ناهنجار کردن
- (با سختی) گذران کردن
- (با ناخن یا چنگال) کندن
- (با چیز زبر یا تیز) خراشاندن
- (با کشیدن یا خراشاندن) پاک کردن
- (با: along یا by یا through) دوام آوردن
- (خرده خرده) جمع کردن
- (در اثر خراش) صدا
- (هنگام تعظیم کردن) پا را عقب کشیدن
- اثر گناه
- با صدا مالیده شدن (بر چیزی)
- تاب آوردن
- جمع و جور کردن
- جور کردن
- خراش دادن
- خراشیدگی (به ویژه پوست بدن و غیره)
- خرت خرت 0
- خش خش
- سرهم کردن
- هچل 1
- گزن کشیدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "scrape" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Scrape
+
Add translation
Add
"Scrape" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Scrape in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "scrape" with translations into Persian
-
بخور و نمیر زندگی کردن
-
دولا راست شدن
-
(جمع) تراشه · خراش · خراشیدن · صدای خراشیدن یا اصطکاک · عمل تراشیدن · مالش
-
وب تراش
Add example
Add