Translation of "scratch" into Persian
خراش, خراشیدن, باطل کردن are the top translations of "scratch" into Persian.
scratch
adjective
verb
noun
grammar
To rub a surface with a sharp object, especially by a living creature to remove itching with nails, claws, etc. [..]
-
خراش
noundisruption or mark on a surface
An old cut or scratch earned in a scuffle.
یک بریدگی یا خراش قدیمی که در یک مبارزه بو جود آمده بود.
-
خراشیدن
verb -
باطل کردن
verb
-
Less frequent translations
- زخم
- خاراندن
- خراشیدگی
- کشیدن
- مال
- ساییدگی
- پول
- چرکنویس
- برش
- شخاییدن
- کاهو
- سوده
- چپاول
- مالیدن
- خمیر
- غارت
- شکاف
- نان
- سود
- (امریکا - خودمانی) پول 7
- (با آلت تیز یا زبر) خراشاندن
- (با اشکال) گرداوری کردن
- (با خراشاندن) صدا ایجاد کردن
- (با شتاب یا بی دقتی) نوشتن
- (با صدا) مالیدن
- (با پنجه یا چنگال یا ناخن) کاویدن 1
- (با چاقو و غیره) کندن
- (بدون آمادگی یا با شتاب) گرداوری شده
- (به ویژه اسبدوانی) در مسابقه شرکت ندادن یانکردن 0
- (بیلیارد و غیره)اسکراچ کردن 3
- (در اثر مالش) آزرده کردن
- (مسابقه) خط شروع 6
- (نوشته را) پاک کردن
- (گربه و غیره) چنگ زدن
- اثر گناه
- استفاده نامشروع
- جور شده
- جیفه دنیا
- حذف کردن
- حذف کردن از
- خارش دادن
- خراش 4
- خراش انداختن
- خراشیده کردن (chafe هم می گویند)
- خش خش 2
- خش خش کردن
- خط افتادگی
- خط انداختن
- خط بد
- رسم کردن
- شخال 5
- شیطان (معمولا به صورت : Old Scratch)
- فراهم کردن
- فسخ کردن
- مال حرام
- مال دنیا
- منحرف کردن
- نوشته ی ناخوانا
- نیش قلم
- پنجه کشیدن
- پنجول زدن
- پوست رفتگی
- پیش نویس
- گذران کردن (scrape هم می گویند)
- یادداشت 8
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "scratch" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Scratch
+
Add translation
Add
"Scratch" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Scratch in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "scratch" with translations into Persian
-
از ابتدا · از اول
-
فهرست حذفی ها · فهرست نام اسب هایی که در مسابقه شرکت نخواهد کرد
-
در حد قابل قبول
-
خط آغاز (مسابقه) · خطی که نباید روی آن پا گذارد (مثلا در پرش طول)
-
کاتب
-
بیماری خراش گربه
-
کاغذ یادداشت
-
(پزشکی) آزمایش حساسیت (که با خراشاندن پوست توسط مواد مورد حساسیت انجام می شود)
Add example
Add