Translation of "sculptural" into Persian
وابسته به سنگتراشی یا کنده کاری, وابسته به کالبدگری یا هیکل تراشی are the top translations of "sculptural" into Persian.
sculptural
adjective
grammar
Of, pertaining to, or having characteristics of sculpture. [..]
-
وابسته به سنگتراشی یا کنده کاری
-
وابسته به کالبدگری یا هیکل تراشی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sculptural" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "sculptural" with translations into Persian
-
برجسته
-
حجار · پیکر تراش
-
تندیسگری
-
(مجسمه ای که از مواد نرم مانند پارچه یا پلاستیک باشد) نرم تندیس
-
(زمین شناسی -از راه فرسایش و غیره) شکل دار کردن · با تندیس نشان دادن یا مزین کردن · تندیس · تندیس ساختن · تندیس وار کردن · تندیسگری · تندیسگری کردن · تندیسی کردن · دیسدار کردن · مجسمه · مجسمه ساختن · مجسمه سازی (از سنگ یا فلز یا چوب و غیره) · مجسمهسازی · پیکر تراشی · پیکر تراشی کردن · پیکره
-
باغ تندیس
Add example
Add