Translation of "seamed" into Persian

دارای نشان, درزدار, درهم کشیده are the top translations of "seamed" into Persian.

seamed adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of seam. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دارای نشان

  • درزدار

  • درهم کشیده

    it was a face seamed, puckered, and drawn together.

    چهرهای چروکیده بود؛ چین خورده و درهم کشیده.

  • Less frequent translations

    • راه راه دار
    • چوروک دار
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "seamed" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "seamed" with translations into Persian

  • (خیاطی) درز · (درز) دوختن · (دستبافی) رجوع شود به purl · (نادر) درز پیدا کردن · (کان - به ویژه زغالسنگ) رگه · آژنگ · باریکه · بخیه · ترک خوردن · حاشیه · خط (حاصل به هم دوختن دو پارچه) · خط اتصال دو چیز (چوبی یا فلزی و غیره) · خط دار کردن · درز · درز دوزی کردن · درز لباس · درزدار کردن · زیگ زاگ · سجاف · شکن · شیار · لایه · هر چیز درز مانند: چین · هم دوزی کردن 0 · همدوز · چروک · کناره · کوک زدن
  • آتشسوزی زغال سنگ
  • (خیاطی) پس دوزی
  • (خیاطی) درز · (درز) دوختن · (دستبافی) رجوع شود به purl · (نادر) درز پیدا کردن · (کان - به ویژه زغالسنگ) رگه · آژنگ · باریکه · بخیه · ترک خوردن · حاشیه · خط (حاصل به هم دوختن دو پارچه) · خط اتصال دو چیز (چوبی یا فلزی و غیره) · خط دار کردن · درز · درز دوزی کردن · درز لباس · درزدار کردن · زیگ زاگ · سجاف · شکن · شیار · لایه · هر چیز درز مانند: چین · هم دوزی کردن 0 · همدوز · چروک · کناره · کوک زدن
Add

Translations of "seamed" into Persian in sentences, translation memory