Translation of "seats" into Persian
صندلیها, جا, محل استقرار are the top translations of "seats" into Persian.
seats
verb
noun
Plural form of seat. [..]
-
صندلیها
nounHe had to catch at the chairs and tables to regain his seat.
تعادلش را با تکیه به صندلیها و میزها حفظ کرده بود.
-
جا
nounIt was easy to find seats in the train because there were so few passengers.
در قطار راحت جا پیدا میشد، چون تعداد مسافران خیلی کم بود.
-
محل استقرار
noun
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "seats" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "seats" with translations into Persian
-
(امریکا) مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت می کند · آدم فضول
-
محصولات میز و صندلی اداری
-
(دوچرخه) زین باریک که عقب آن به بالا انحنا دارد · زین موزی
-
(اتومبیل های شکاری قدیم) صندلی عقب و بیرون از اتاق اتومبیل
-
صندلی های مسافری هواپیما
-
صندلی اتومبیل · صندلی کودک (که با تسمه یا قلاب روی صندلی اتومبیل سوار می کنند)
-
(واقع در ژرفای بسیار) ژرف نهاده · رجوع شود به deep-rooted · ژرف نهشت
-
(با: self-) نشستن 6 · (به ویژه ماشین آلات) محل استقرار · (در بدن) محل · (در صندلی) مستقر کردن 3 · (شلوار) خشتک · اساس · اقامت گاه · اندام 0 · بخشی از صندلی و غیره که کفل بر آن قرار می گیرد · بر تخت (سلطنت) نشاندن · بر مسند (قدرت و غیره) نشاندن · تخت · تختگاه · ته · جا · جا (برای نشاندن) داشتن · جا (برای نشستن) · جایگاه · حق نشستن در محلی ویژه · خانه · زیرسازی · زیرسازی کردن 1 · سرنیگاه · سرین · شستن · صندلی · صندلی دار کردن 5 · طرز نشستن (مثلا بر اسب) · عضویت · قرارگیری · قسمت نهایی · مرکز · مسند · مقر · منزلگاه · نشاندن · نشستگاه · نشیمن · نشیمنگاه · نشینه · نیمکت · پایتخت · پایه · پتواز · پشت · کاخ 2 · کرسی · کفل · گنجایش داشتن 4
Add example
Add