Translation of "secondary" into Persian

فرعی, دوم, دومین are the top translations of "secondary" into Persian.

secondary adjective noun grammar

(medicine) Dependent or consequent upon another disease; as, Bright's disease is often secondary to scarlet fever; or occurring in the second stage of a disease; as, the secondary symptoms of syphilis. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • فرعی

    adjective

    That he was no musician was a secondary consideration.

    این که موسیقی شناس نبود، یک امر فرعی بود.

  • دوم

    adjective

    Everything else in his life was secondary to that task.

    هر چیز دیگری در زندگی اون نسبت به این ماموریت در درجهی دوم قرار میگرفت.

  • دومین

  • Less frequent translations

    • ثانوی
    • ثانویه
    • بعدی
    • پست
    • وابسته
    • شاهپر
    • شاهپری
    • تقلیدی
    • مادون
    • نامرغوب
    • منتج
    • زیردست
    • (آموزش) متوسطه
    • (زمین شناسی) دگرگونی
    • (زیست شناسی) پسین
    • (شیمی) نوع دوم
    • (پرندگان) وابسته به پرهای بخش دوم بال
    • افسر جز
    • بازمانده
    • تشکیل یافته در اثر فرسایش یا فروپاشی سنگ ها یا لایه های قبلی
    • دبیرستانی (در برابر: ابتدایی primary)
    • درجه دو
    • دست دوم
    • رنگ ترکیبی (که از ترکیب دو یا چند رنگ اصلی یا primary به دست می آید)
    • رنگ فرعی
    • کم اهمیت
    • گونه ی دوم
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "secondary" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "secondary" with translations into Persian

  • منبع دست دوم
  • اطلاعات دست دوم
  • اجزا ثانوي گياه · تركيبات ثانوي گياه · فراوردههاي ثانوي گياه · متابولیتهای ثانویه
  • تکیه ی ثانوی · فشار دوم
  • اجزا ثانوي گياه · تركيبات ثانوي گياه · فراوردههاي ثانوي گياه · متابولیتهای ثانویه
  • یوناث کرادم
  • بهره ثانویه
  • (ویژگی های ثانوی جنس های نر و ماده مانند تغییر صدا و درآوردن پستان و غیره که معمولا با بلوغ همراهند)ویژگی های فرعی · ویژگی های ثانویه ی جنسی
Add

Translations of "secondary" into Persian in sentences, translation memory