Translation of "secure" into Persian
مطمئن, امن, ایمن are the top translations of "secure" into Persian.
Free from attack or danger; protected. [..]
-
مطمئن
adjectiveFree from the risk of financial loss; reliable [..]
It had long been realized that the only secure basis for oligarchy is collectivism.
از مدتها پیش مشخص شده بود که تنها بنیاد مطمئن برای حکومت اولیگارشی، جمعگرایی است.
-
امن
free from the danger of theft; safe [..]
We've decided to sedate him and move him to a more secure location.
ما تصميم گرفتيم که اونو آروم کنيم و به يه جاي امن تر منتقلش کنيم.
-
ایمن
free from attack or danger; protected
In these slow nights we were secure against the world.
در این شبهای دیر گذر در برابر جهان هستی ایمن بودیم.
-
Less frequent translations
- محکم
- تضمین کردن
- محکم کردن
- استوار
- مصون
- قرص
- بستن
- تثبیت کردن
- حتمی
- پابرجا
- قطعی
- مسلم
- ارمنده
- نادلواپس
- نانگران
- مغرور
- (با زحمت) گرفتن
- (به طور قطعی) به دست آوردن
- (قدیمی) غره
- (ناویان) دست از کار کشیدن 1
- (کشتیرانی) ایستاندن
- استوار کردن
- امن و امان
- انگیزاندن 0
- ایمن کردن
- بازداشت کردن
- باعث شدن
- بدون ریسک
- بی باک
- بی برو برگرد
- بی خطر
- بی مخاطره
- بی هراس
- بیمه کردن 2
- تامین دادن
- حتمی کردن
- خاطر جمع
- دارای امنیت
- در امان
- دست و پا بسته کردن
- دست و پا کردن
- رسوخ ناپذیر
- قابل اعتماد
- قرص کردن
- متوقف کردن
- محفوظ داشتن
- محکم نگه داشتن
- مراقبت کردن در
- مصون کردن
- مطمئن ساختن
- مطمئن کردن یا شدن 3
- موجب شدن
- وا ایستاندن
- پابرجا کردن
- پشت گرم
- چاق شدن
- کسب کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "secure" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Secure" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Secure in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "secure" with translations into Persian
-
مساعده در برابر تأمین
-
(معمولا جمع) اوراق قرضه · اداره ی حفاظت · اداره ی پاسوری · ارمندی · اطمینان خاطر · امن و امان بودن · امنیتی · اوراق بهادار · اوراق مالکیت · ایمنی · بی هراسی · تامین · تامینی · تضمین · حفاظت · حفاظتی · خاطر جمعی · ضامن · نا نگرانی · وثیقه · پاسداری · پایندان · پشت - گرمی · گردن گیر · گرو
-
با اطمینان و قطعیت · با خاطر جمعی · بطور محفوظ · محکم · مطمئنا
-
گروه امنیت جهانی با میل فعال شده
-
کندک محافظ
-
اوراق بدهی قابل معامله
-
امنیت گروهی (اتحادیه چند کشور و مقابله ی دسته جمعی آنها با کشوری که یکی از آنها را تهدید کند) · تامین اجتماعی