Translation of "see" into Persian

دیدن, فهمیدن, دیدَن are the top translations of "see" into Persian.

see verb noun grammar

To perceive with the eyes. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دیدن

    verb

    perceive with the eyes [..]

    He will come to see us some day.

    او بعضی روزها به دیدن ما می آید.

  • فهمیدن

    verb

    understand

    Now, this idea is extremely controversial, and it's easy to see why.

    این نظریه ای بسیار جنجالی است، و فهمیدن دلیلش هم ساده.

  • دیدَن

  • Less frequent translations

    • بین
    • خواندن
    • تصور کردن
    • مشاهده کردن
    • ملاحظه کردن
    • بنگر
    • دریافتن
    • پنداشتن
    • پذیرفتن
    • ديدَن
    • (امر) ببین !
    • (بازی ورق) دست کسی را دیدن
    • (به ویژه زن و مرد) دیدار کردن
    • (در عالم تصور) قبول کردن
    • (قدیمی) مسند
    • (معمولا با: that) پاییدن
    • بررسی کردن 1
    • بلوف کسی را پاسخ دادن
    • به دیدن کسی رفتن
    • به چشم دیدن
    • بینا بودن 0
    • بینایی داشتن
    • تضمین کردن
    • حتمی کردن
    • درک کردن
    • رابطه داشتن
    • رویایی بودن
    • شاهد بودن
    • علاقه داشتن به
    • متصور ساختن
    • متوجه شدن
    • مجسم ساختن
    • مجسم کردن
    • مراقب بودن
    • مرتب با هم بودن
    • مشایعت کردن
    • مطران نشین
    • مطمئن ساختن
    • معاشرت کردن
    • مقام پاپ یا مطران
    • مقر اسقف
    • مقر پاپ اعظم
    • ملاقات کردن
    • ناظر باش ! 2
    • ناظر بودن
    • نظرکن !
    • همراهی کردن
    • پی بردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "see" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "see"

Phrases similar to "see" with translations into Persian

  • به دریا زدن، دریانورد شدن
  • بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
  • (عامیانه) نگاه کوتاه · بررسی سطحی · نظر اجمالی
  • متفق القول بودن · موافق بودن · هم رای بودن · هم عقیده بودن
  • چون
  • واتیکان
  • دربار پاپ · سریر مقدس · مقر پاپ اعظم
  • خدا حافظ · میبینمت
Add

Translations of "see" into Persian in sentences, translation memory