Translation of "seek" into Persian
جستجو کردن, جستن, جستجو are the top translations of "seek" into Persian.
seek
verb
noun
grammar
(transitive) To try to find, to look for, to search. [..]
-
جستجو کردن
verbto try to find
This man was the man. He did not seek him; he saw him;
این مرد، همان مرد بود. او را جستجو نکرد، او را دید.
-
جستن
verbto try to find
Well, well, he is gone,' said Gandalf. 'We have no time to seek for him again.
گند الف گفت: خوب، خوب، گریخته است و ما دیگر وقتی برای جستن او نداریم.
-
جستجو
nounThen he seeks for the appropriateword as one seeks for a sword.
آن وقت مانند کسی که در جستجوی شمشیری باشد کلمهیی را جستجو میکنند.
-
Less frequent translations
- خواستن
- توختن
- توزیدن
- پوییدن
- پژوهیدن
- کوشیدن
- سنجیدن
- جوییدن
- آزمودن
- (با مصدر) کوشیدن
- (دنبال چیزی) گشتن
- (قدیمی) اکتشاف کردن
- بیمار بودن
- جویا شدن
- خواستار شدن
- خواستگار بودن یا شدن
- در پی چیزی بودن
- درجستجو بودن
- درخواست کردن
- سعی کردن
- طالب بودن
- طلب کردن
- محک زدن
- نگران بودن
- پناه بردن
- پناه جستن (در محلی)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "seek" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "seek" with translations into Persian
-
تحقیق · تلاش · جستجو · جویش · طالب · طلب
-
قایم موشک
-
الگوریتم کوتاهترین جستجوی اولیه
-
سیمز سیستمهای اطلاعاتی را به عنوان ابزاری برای دستیابی به منافع بیشتر برمیشمرد.
-
فرصت طلبی
-
هدف یابی
-
(بازی) قایم موشک (hide-and-go-seek هم می گویند) · قایم موشک
-
ریسک پذیر
Add example
Add