Translation of "segregation" into Persian
تفکیک, جداسازی, جدایی are the top translations of "segregation" into Persian.
The setting apart or separation of things or people, as a natural process, a manner of organizing people the may be voluntary or enforced by law. [..]
-
تفکیک
nounsetting apart or separation
When I was born in the southern United States in 1928, segregation of whites and blacks was the law.
وقتی در سال ۱۹۲۸ در جنوب آمریکا متولّد شدم تفکیک نژادی میان سفیدپوستان و سیاهپوستان قانون رسمی بود.
-
جداسازی
setting apart or separation
Formation of new combinations of genes by crossing or segregation
تشکیل ترکیبات جدید ژنی از طریق تلاقی یا جداسازی
-
جدایی
nounSo you're really going to see an extreme segregation going on
کاملاً مشخصه که یک جدایی مفرط درحال انجامه
-
Less frequent translations
- (زاد شناسی) جدا شدگی (بخشی از قوانین مندل)
- سیاست جداسازی و تبعیض (به خاطر نژاد یا مذهب)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "segregation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "segregation" with translations into Persian
-
تفکیکی · جداکننده
-
کرمو شدگی کانکریت، تخلخل کانکریت
-
مجزا- تک- جدا
-
(به ویژه از نظر نژادی یا مذهبی) جدا شده · جداسازی شده · سوا شده (و مورد تبعیض) · مجزا شده
-
(از هم) سوا کردن (و تبعیض قائل شدن) · (به ویژه از نظر نژادی یا مذهبی) جدا کردن · (به ویژه بلورها) جدانشین شدن · (زاد شناسی) جدا شدن · (شخص یا چیز) جدا شده · تفکیک کردن · رجوع شود به segregated · مجزا شده · مجزا کردن
-
(از هم) سوا کردن (و تبعیض قائل شدن) · (به ویژه از نظر نژادی یا مذهبی) جدا کردن · (به ویژه بلورها) جدانشین شدن · (زاد شناسی) جدا شدن · (شخص یا چیز) جدا شده · تفکیک کردن · رجوع شود به segregated · مجزا شده · مجزا کردن