Translation of "separation" into Persian
جدایی, تفکیک, فراق are the top translations of "separation" into Persian.
separation
noun
grammar
The act of separating or the condition of being separated. [..]
-
جدایی
nounThey're part of your life. They're not necessarily a separate thing.
بخشی از زندگی شما هستند. لزوما چیزهای جدایی نیستند.
-
تفکیک
In time, researchers learned to separate blood into primary components.
امروزه، محققان قادرند مشتقات اصلی خون را از هم تفکیک کنند.
-
فراق
nounfrom whom he had voluntarily separated himself
خود به این فراق تن در داده بود
-
Less frequent translations
- جداکردن
- انقطاع
- جداسازی
- هجران
- حائل
- فاصله
- فاصل
- اخراج
- اعتزال
- انتزاع
- برکناری
- تفكيك
- جداساز
- سواکردن
- انشعاب
- تفرقه
- درز
- شکاف
- (ازدواج) متارکه
- (استخوان و مفصل) دررفتگی
- (خدمت به ویژه در ارتش) انفصال
- خاتمه خدمت
- دسته بندی
- دسته دسته سازی
- دوری از معشوق یا عزیزان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "separation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "separation" with translations into Persian
-
جدایی دین از سیاست
-
ادج یكناب كچ
-
جداسازی
-
لائیسیته
-
تفکیک دغدغهها
-
جداجدا · جداگانه · سواسوا · علیحده · فردافرد
-
تفکیک · جدا ساز · جدا سازی · جداکردن
Add example
Add