Translation of "shafting" into Persian
بادگیرها, محورها, میله ها are the top translations of "shafting" into Persian.
shafting
noun
verb
grammar
Present participle of shaft. [..]
-
بادگیرها
-
محورها
-
میله ها
-
Less frequent translations
- هر چیزی که با آن میله یا محور و غیره می سازند
- هواکش ها
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "shafting" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "shafting" with translations into Persian
-
(استخوان های دراز و صاف) بدنه · (امریکا - عامیانه) کلاه سر کسی گذاشتن · (تیر و کمان) بدنه ی تیر · (در برخی ابزار) دسته 6 · (در ساختمان های بلند) چاه آسانسور (که آسانسور در آن بالا و پایین می رود) 2 · (در ساختمان و معدن و غیره)هواکش · (شمعدانی چند شاخه) پایه 1 · (مجازی) هر چیز پرتابه مانند یا پیکان مانند · (معدن) دالان · (معماری) تنه ی ستون · (مکانیک) شافت · (نور) بامه · (پرندگان) ساقه ی پر · (چاه) سوراخ · (گیاه) ساقه · آسه · استوانه · استوانه ی ستون 2 · اشعه تابشی · بادگیر · بدنه 9 · به کسی انداختن · به کسی چپاندن · تخش · تنه (به ویژه اگر صاف باشد) · تنوره · تونل · تیر · خدنگ · دسته · دودکش (توی دیوار) 3 · راسته 0 · رجوع شود به obelisk 5 · ستون · ستون پر · سنان · شخانه · شعاع · شفت · شهاب · شکافه · فرار · قلم · لوله ی بخاری (در دیوار) · مالبند 7 · محور · محور 8 · منار · مناره 4 · میله · میله (به ویژه میله ی چرخان یا منتقل کننده ی حرکت) · ناکش · نقب · نیرنگ زدن · نیزه · پرتابه · پرتو · پیکان · چال 0 · چاه · چوب · چوب پرچم (flagpole هم می گویند) 3 · چوبه · گمانه 1 · گول زدن · گی بر
-
(در معدن و غیره) بادگیر · هوارسان · چاه هوایی
-
اشعه تابشی
-
(مکانیک) میل گاردان · درایو
-
دارکوب زرد
-
مکانیک خودرومیمیل · میل لنگ
-
تیرسر صاف · پیکان بی قلاب
-
(استخوان های دراز و صاف) بدنه · (امریکا - عامیانه) کلاه سر کسی گذاشتن · (تیر و کمان) بدنه ی تیر · (در برخی ابزار) دسته 6 · (در ساختمان های بلند) چاه آسانسور (که آسانسور در آن بالا و پایین می رود) 2 · (در ساختمان و معدن و غیره)هواکش · (شمعدانی چند شاخه) پایه 1 · (مجازی) هر چیز پرتابه مانند یا پیکان مانند · (معدن) دالان · (معماری) تنه ی ستون · (مکانیک) شافت · (نور) بامه · (پرندگان) ساقه ی پر · (چاه) سوراخ · (گیاه) ساقه · آسه · استوانه · استوانه ی ستون 2 · اشعه تابشی · بادگیر · بدنه 9 · به کسی انداختن · به کسی چپاندن · تخش · تنه (به ویژه اگر صاف باشد) · تنوره · تونل · تیر · خدنگ · دسته · دودکش (توی دیوار) 3 · راسته 0 · رجوع شود به obelisk 5 · ستون · ستون پر · سنان · شخانه · شعاع · شفت · شهاب · شکافه · فرار · قلم · لوله ی بخاری (در دیوار) · مالبند 7 · محور · محور 8 · منار · مناره 4 · میله · میله (به ویژه میله ی چرخان یا منتقل کننده ی حرکت) · ناکش · نقب · نیرنگ زدن · نیزه · پرتابه · پرتو · پیکان · چال 0 · چاه · چوب · چوب پرچم (flagpole هم می گویند) 3 · چوبه · گمانه 1 · گول زدن · گی بر
Add example
Add