Translation of "shambling" into Persian

حرکت کننده با قدم های کج ونامنظم م is the translation of "shambling" into Persian.

shambling adjective noun verb grammar

Third-person singular simple present indicative form of shamble. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • حرکت کننده با قدم های کج ونامنظم م

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "shambling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "shambling" with translations into Persian

  • (انگلیس - محلی) قصاب خانه · (با فعل مفرد) · (مجازی) محل آدمکشی · دکان قصابی · دکان قصابی (بویژه در نام خیابان ها به کار می رود) · سلاخ خانه · سلاخ خانه (slaughterhouse هم می گویند) · صحنه کشتار · قتلگاه · قصاب خانه · محل خرابی و ازهم پاشیدگی · مسلخ · کشتارگاه
  • از هم پاشیده · کاملا نابود شده
  • بیقرار بودن · راه رفتن با تنبلی · سلاخی کردن · پای خود را روی زمین کشیدن و راه رفتن
  • (انگلیس - محلی) قصاب خانه · (با فعل مفرد) · (مجازی) محل آدمکشی · دکان قصابی · دکان قصابی (بویژه در نام خیابان ها به کار می رود) · سلاخ خانه · سلاخ خانه (slaughterhouse هم می گویند) · صحنه کشتار · قتلگاه · قصاب خانه · محل خرابی و ازهم پاشیدگی · مسلخ · کشتارگاه
  • از هم پاشیده · کاملا نابود شده
  • بیقرار بودن · راه رفتن با تنبلی · سلاخی کردن · پای خود را روی زمین کشیدن و راه رفتن
Add

Translations of "shambling" into Persian in sentences, translation memory