Translation of "shaved" into Persian
shaved
adjective
verb
Simple past tense and past participle of shave. [..]
Automatic translations of "shaved" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
Add translation
Add
"shaved" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for shaved in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "shaved" with translations into Persian
-
(خودمانی - قیمت) کمی تخفیف دادن · (ریش یا مو) تراشیدن · (سهام و اوراق قرضه) از حد معمول و قانونی تخفیف بیشتر دادن · (چوب و غیره) تراشیدن · ابزار تراش · از نزدیکی رد شدن · اصلاح · اصلاح صورت · اصلاح کردن · تراش · تراشه · تراشه ساز · تراشه کردن · تراشیدن · خراشاندن · رند · رنده · رنده کردن · رندیدن · ریش تراشی · زدن · ستردن · صورت تراشی · لایه لایه کردن (مثلا کالباس را) · مالیدن و رد شدن · هر چیز تراشیده و لایه لایه شده
-
باقیماندههای چوب · خاكرندههاي چوب · چوب پسمانده
-
کف ریشتراشی
-
فرچه ریش تراشی
-
ادوکلن یا چیز دیگری که پس از اصلاح به صورت زده می شود · وابسته به پس از ریش تراشی
-
از خطر جستن · ته تراشی (ریش) · جیر جیر · جیغ جیغو · قسر در رفتن
-
اشغال · اصلاح · اصلاح صورت · باریکه (فلز یا چوب) · برش · تراش · تراشه · ریش تراشی · ریش زنی · صورت تراشی · علف چری · نازکه · چرا
-
(خودمانی - قیمت) کمی تخفیف دادن · (ریش یا مو) تراشیدن · (سهام و اوراق قرضه) از حد معمول و قانونی تخفیف بیشتر دادن · (چوب و غیره) تراشیدن · ابزار تراش · از نزدیکی رد شدن · اصلاح · اصلاح صورت · اصلاح کردن · تراش · تراشه · تراشه ساز · تراشه کردن · تراشیدن · خراشاندن · رند · رنده · رنده کردن · رندیدن · ریش تراشی · زدن · ستردن · صورت تراشی · لایه لایه کردن (مثلا کالباس را) · مالیدن و رد شدن · هر چیز تراشیده و لایه لایه شده
Add example
Add