Translation of "shelled" into Persian

پسوند: دارای نوعی گوش ماهی یا صدف بخصوص is the translation of "shelled" into Persian.

shelled adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of shell. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پسوند: دارای نوعی گوش ماهی یا صدف بخصوص

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "shelled" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "shelled" with translations into Persian

  • تخممرغهاي بدون پوسته · تخمهای با پوسته نرم · غشاهای پوسته تخم مرغ · پوسته تخم مرغ
  • (با توپ یا خمپاره انداز و غیره) گلوله باران کردن · (برای مسابقه) قایق باریک و پارویی · (تخم مرغ یا حشره یا بذر یا میوه ی سخت و غیره) پوست · (جمع) رجوع شود به shellfish 2 · (زنانه) ژاکت بی آستین · (سلاح) گلوله (اگر منفجر شونده باشد) · (فیزیک و شیمی)مدار گردش الکترون به دور هسته 3 · (مجازی) گوشه گیری · (پوسته یا پوست صدف و غیره) افتادن · از پوست درآوردن · استخوان بندی · استگان · اسطقس · اسکلت · انزوا · بلوز بی آستین · ترقه 0 · حمله كردن · خمپاره · خمپاره باران کردن 5 · درآمدن · درهم شکستن · رجوع شود به conch · رجوع شود به mollusk 1 · سبوس گرفتن 4 · سختپوست · شنج · صدف · صدف گیری کردن 6 · فشنگ (شامل پوکه و چاشنی و باروت و ساچمه یا گلوله) · قنبره · كالبد · لاک · لایه · مغز کردن · هر چیز پوسته مانند: بدنه ی کشتی · واسط · پرتابه · پوست · پوسته · پوسته ی نان خامه ای · پوسته یا صدف (و غیره ی) چیزی را گرفتن · پوکه · چارچوب ساختمان · کالبد · کجی · کم حرفی · کمرویی · کنده شدن · گرهه · گلوله توپ · گلوله ی توپ · گنبد · گوش ماهی جمع کردن
  • پوستکنی
  • لایه الکترونی
  • مبدل حرارتی پوسته و لوله
Add

Translations of "shelled" into Persian in sentences, translation memory