Translation of "ship" into Persian

کشتی, جهاز, كشتی are the top translations of "ship" into Persian.

ship verb noun grammar

A water-borne vessel larger than a boat. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کشتی

    noun

    large water vessel [..]

    From that distance, the ship is similar to an island.

    در آن فاصله، آن کشتی شبیه یک جزیره است.

  • جهاز

    noun

    large water vessel

  • كشتی

  • Less frequent translations

    • ترابار كردن
    • ناو
    • قایق
    • سماری
    • سفینه
    • هواپيما
    • هواپیما
    • فرستادن
    • کرجی
    • حالت
    • وضع
    • ناویان
    • taraabaar
    • طیاره
    • هواناو
    • جربزه
    • حضرت
    • مهارت
    • جناب
    • (با: away یا out و غیره) از شر (کسی یا چیزی) راحت شدن
    • (برای کار در کشتی) اجیر کردن
    • (در کشتی یا قایق) نصب کردن
    • (مثلا هنگام توفان - کشتی) آب گرفتن
    • - ان
    • - ی
    • - ی [friendship یا hardship]
    • - ی [professorship]
    • آب لبریز کردن
    • از سر واز کردن 1
    • افراد دسته ی بخصوص
    • افسران و سرنشینان کشتی
    • با کشتی حمل کردن
    • ترابری کردن
    • جاشویی کردن S( -13 بزرگ) رجوع شود به Argo
    • حمل کردن
    • در جای خود گذاشتن
    • در کشتی خدمت کردن
    • رتبه ی
    • سوار کشتی شدن 2
    • سوار کشتی کردن
    • قابلیت [statesmanship]
    • مقام -
    • ملوان کردن 0
    • کشتی بادبان دار (با یک دکل خمیده در جلو و سه دکل بزرگ)
    • کشتی هوایی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ship" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Ship
+ Add

English-Persian dictionary

  • ارسال

    A few months later, I was working in the Shipping Department.

    پس از چند ماه، در بخش حملونقل و ارسال نشریات شروع به کار کردم.

Images with "ship"

Phrases similar to "ship" with translations into Persian

  • ترابری پرداخته شده است · کلیه ی هزینه های ترابری توسط ارسال کننده پرداخت شده است
  • کشتیها
  • ناوبری
  • کشتیهای حمایتی · کشتیهای پشتیبانی
  • اتاق یا اداره ی ارسال محمولات و فرآورده ها
  • دبواره کشتی، پهلوی کشتی
  • متصدی ثبت و ارسال کالا
  • پس کرایه- پرداخت کرایه در مقصد
Add

Translations of "ship" into Persian in sentences, translation memory