Translation of "short" into Persian
کوتاه, مختصر, کم are the top translations of "short" into Persian.
Having a small distance from one end or edge to another, either horizontally or vertically. [..]
-
کوتاه
adjectivehaving a small distance between ends or edges
Show me short-sleeved ones, please.
پیراهن های آستین کوتاه را به من نشان بده.
-
مختصر
adjectivein short, my meaning is everything you could desire.
مختصر آنکه منظورم آن است که مطمح نظر شماست.
-
کم
adjective pronoun nounThere was a sharp tearing sound as my shorts shredded.
صدای تیز و تند پاره شدن شلوار کم بلند شد.
-
Less frequent translations
- كوچك
- موجز
- شلوارک
- ناگهان
- مخفف
- زودگذر
- پس قد، کوتاه قامت، کوتوله
- ضعیف
- كوچِک
- نابسنده
- کوتهواره
- اجمالی
- شکننده
- ترد
- گستاخانه
- (آواشناسی) کوته آوا
- (بازرگانی) سلف فروشی کردن
- (جمع) شلوار کوتاه
- (حافظه) ناپایا
- (مردانه) زیرشلواری (underpants هم می گویند) 7
- (هجا در شعر انگلیسی) بی تکیه (در برابر: با تکیه accentual) 4
- - شکن 0
- اتصال کوتاه
- با شگفتی
- با گستاخی
- به طور خلاصه
- بی ادبانه 1
- دارای کمبود
- در تعجب 3
- رجوع شود به short circuit 8
- رجوع شود به shortchange 9
- رک و گستاخ
- زود خشم
- زود رنج
- زود...
- سلف فروختن 1
- شورت 6
- غفلتا 0
- فروش استقراضی
- فیلم کوتاه (معمولا کمتر از 03 دقیقه) 5
- لب کلام 2
- پوسته پوسته شونده
- کم حرف تا سرحد بی ادبی
- کم زمان
- کمتر از حد لازم
- کوتاه (کم بلندی)
- کوتاه (کم درازا)
- کوتاه (کم مدت)
- کوتاه 3
- کوتاه مدت 2
- کوتاه ومختصر
- کوتاه کردن
- کوتاهتر از حد لازم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "short" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
A surname.
"Short" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Short in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "short" with translations into Persian
-
جغد تالابی
-
دورههای کوتاه شغلی
-
(زنانه و مردانه) شلوار کوتاه (تا بالای زانو)
-
پول کالای سلف خریده شده را دادن
-
وام کوتاهمدت